منطقة ابهر و مناطق اطراف ابهرود ( ابهر چاي) , از نخستين زيستگاههاي انساني در ايران است و از پيشينة تاريخي طولاني برخوردار است . در هزارة دوم پيش از ميلاد , درة ابهررود از رونق قابل توجهي برخوردار بوده است درقرن نهم پيش از ميلاد , مادها در اين منطقه اتحاديه اي از قبيله هاي گوناگون را به وجود آوردند كه مقر آن در ابهر چاي بوده است .در زمان روي كارآمدن حكومت ايلخانان و انتخاب سلطانيه به عنوان پايتخت , اين منطقه به علت برخوردارشدن از شبكه هاي جاده اي اهميت ارتباطي قابل توجهي به دست آورد .وجه تسميه اين شهر از واژة پهلوي (اوهر) گرفته شده است. اين واژه به معناي محل بستن آب هاست . جايگاه نخستين خانه هاي اين شهر , تپه اي باستاني به نام تپة قلعه است و دركنارة راست ابهر رود جاي دارد. اين محل يكي از نخستين زيستگاههاي انساني منطقة زنجان به شمار مي رود و حداقل از اوايل هزارة چهارم پيش از ميلاد مورد استفاده و محل سكونت جماعت هاي آغازين بوده است .
در آثار البلاد و اخبار العباد آمده است که :
ابهر شهري تابع الجبال از بناهاي شاپور ذوالاکتاف است . گويند زميني که شهر بر سر آن بنا شده چشمه رهايي بوده که از صدها سوراخ و سنبه زمين آب مي جوشد . اين سوراخ ها را با پشم و چرم سد کردند و خانه ها را بر چشمه هاي پشم آلود بنا کردند .منظر شهر از بيرون زيباتر از اندرون است .
شهر ابهر هواي سازگار دارد و آبش بسيار و گوارا ، باغ و باغات و ميوه شهر ابهر شهرت جهاني دارد . از فراورده هاي ميوه وسردرختي ، انگور ، گلابي ، گردکان ممتاز و در انتخاب ميوه جات داراي اکثريتند. نوعي امرود در ابهر هست به اندازه نارنج و همچون نارنج گرد است ، آن را عباسي گويند . عباسي در خوشمزگي ضرب المثلي شده است که [ متداول است ] مي گويند ، از هر جاي مملکت ميوه فروشان به شهر ابهر مي آيند که گلابي عباسي را خريد کنند . باغستاني پيرامون شهر هست بهاء الدين آباد گويند و استفاده از آن براي همه حتي مسافران مجاني است آثار دژي در ابهر هست که گويند پناهگاه ياغيان از دولت بود . در ابهر آبي موجود است که از چشمه اي مي جوشد هر تيغ پولاديني را اعم از شمشير و غيره وسيله آن ، آب دهند . فوق العاده تيز و بادوام مي شود . در پيرامون ابهر به هر طرف نگاه کني ، آسيا ها را مي بيني که وسيله آب مي چرخند. در جايي ديگر مي گويد ابهريان در زيبايي گوي سبقت را از اهل هر شهر ديگري ربوده اند و همه باهم يکدل و متحدند . در مشترک ياقوت حموي آمده است که ابهر شهر بزرگ مشهوري است ميان قزوين و زنجان از ناحيه هاي جبل که گروه بسياري از فقيهان مالکي و شافعي و محدثان از آن برخاسته اند .
وجه تسميه ابهر
در مورد تسميه ابهر در مشترک ياقوت چنين مي خوانيم :
« ايرانيان خودشان آن را « اوهر » تلفظ مي کنند ، درباره اشتقاق آن گفته اند که کلمه مرکب از « آب » و « هر » به معني آسيا است و کلمه ابهر يا اوهر (که لهجه محلي است ) به معني آب آسيا است .»
در لغت نامه دهخدا نيز چنين آمده است که :
« شهر مشهوري ميان قزوين و زنجان و همدان از نواحي جبل و اهل محل ، آن را « آوهر » گويند »
فلسفه وجودي شهر ابهر
از مطالعات تاريخي و باستان شناسي بر مي آيد که نقطه ي اصلي شهر قلعه اي بوده که در دوره ي هخامنشيان پايه گذاري شده است ، ابهر در دوره ساسانيان حصاري عظيم داشته که بر آن چهار دروازه بوده است و از آن پس وقايع تاريخي حاکي از تخريب مکرر به واسطه تهاجم اقوام مختلف است چنانکه در هجوم تيمور گورکاني به کلي از بين رفته است .
از عوامل اصلي انگيزه ي ايجاد شهر ابهر ، عوامل جغرافيايي بوده است .جريان رودخانه ابهر رود که باعث به وجود آمدن سرزمينهاي آبرفتي و حاصلخيز نسبتاً وسيع اطراف آن شده ، عامل رشد کشاوزي مي باشد .
ديگر وجود آب و هواي مساعد جهت ايجاد و رشد کشاورزي ، دامداري بود که از جهت اقتصادي نقش عمده اي براي ساکنين شهر ابهر داشته است .
و سرا انجام وجود قلعه اي قديمي که مانند پادگان نظامي عمل مي کرده و ساخته کيخسرو فرزند سياوش بود و امروزه آثاري از ان به نام قلعه تپه موجود است که بر کنار همين رودخانه ابهر رود ساخته شده بود .

سابقه تاريخي ابهر
منطقه ابهر و مناطق اطراف ابهر رود و از مناطق باستاني ايران به شمار مي رود که داراي سوابق تاريخي طولاني مي باشد با بررسي هاي به دست آمده در اين مناطق ، ثابت شده که دره ي ابهر رود در هزاره ي دوم قبل از ميلاد از رونق بيشتري برخوردار بوده و در حدود قرن نهم پيش از ميلاد مادها اتحاديه اي از قبايل مختلف به وجود آورده بودند که مقر و مرکز آن در ابهر چايي يا کمي جنوبي تر در ناحيه کوهستاني جنوب غربي قزوين بوده است و در حدود سالهاي 821 قبل از ميلاد قبايل مختلف مادها که تحت رهبري فردي به نام « هانا سيدوکا » بودند و در محلي به نام « بيت سگبات » واقع در دره ابهر چايي [ابهر رود] جنوب غربي قزوين جمع شدند و در اين محل نبردي بين مادها و آشوريها در گرفت و در حدود قرن هفتم پيش از ميلاد نواحي ابهر رود تا قسمت علياي قزل اوزن و شرق همدان تحت سيطره آشوريها قرار گرفت .
در دوره ساسانيان ناحيه اي واقع بين دو رودخانه ابهر رود و خررود که در حال حاضر مناطقي چون تاکستان ، فارسجين و ضياء آباد را شامل مي شود کاملاً آباد بوده است و منطقه ابهر رود تحت تسلط خاندان مهران يکي از هفت خاندان مهم حکومتگر ايران قرار داشت . در آن زمان خاندان مهران علاوه بر اين منطقه به مناطق وسيعي تسلط داشتند ، شروين دشبتي ، بهرام چوبين و پيران گنبشت از خاندان مهران مي باشند .
دياکونوف در مقدمه بررسي تاريخ ماد در ذکر حوضه و درياچه حوض سلطان مي نويسد :
«اين ناحيه در مرکز سفلي بوده و سه رودک در جهت درياچه هاي حوض سلطان و درياي نمک جاري مي باشند از شمال غرب ابهر چاي به دره اي که شهر قزوين در آن است و از غرب قره سوکه از سمت همدان جاري است و از جنوب قم رود که اکنون شهر قم در آن واقع است .»
در نزهه القلوب چنين مي خوانيم : ابهر از اقليم چهارم طوالش از جزاير خالدات فول و عرض از خط استوالوم ، کيخسرو بن سياوش کياني ساخت و در آن جا قلعه ي گلين است داراب بن داراي کياني ساخته و برادرش اسکندر رومي به اتمام رسانيد و بر آن قلعه ، قلعه ي ديگر بهاء الدين حيدر از نسل اتابک نوشتگين شيرگير سلجوقي ساخت و به حيدريه موسوم کرد . دورباروي آن شهر 5500 گام است هواش سرد است و آبش از رودخانه که بر آن شهر موسوم است و از حدود سلطانيه بر مي خيزد و در ولايت قزوين مي ريزد و غله و ميوه ي آن بسيار است و نيک مي باشد اما نانش سخت نيک نبود و پنبه کم آيد از ميوه هايش امرود سجستاني و آلوي بوعلي و گيلاس نيکو است مردم سفيد چهره و شافعي مذهب اند و بر ظاهر آن شهر مزار شيخ ابوبکر بن طاهر طيار ابهري است ولايتش 25 پاره ديه است ، حقوق ديواني آن شهر با ولايتش يک تومان و چهار هزار دينار است .
در بستان السياحه در ذکر ابهر آمده است :
به فتح اول و سکون باء و فتح ها و سکون راء ، قبضه است نيک ، نزديک هفتصد باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست و مشتمل است بر باغات دلنشين و بساتين و بهجت انگيز و نهري وسط آن جاري است و قبر شيخ قطب الدين از مشايخ سلسله شيخ صفي الدين اردبيل قدس سره العزيز در آنجاست ، آن قصبه از اقليم چهارم و هوايش خرم است و مردمش شيعي مذهب و ترک زبان اند .
راه ها و دروازه هاي ابهر
ابهر داراي حصار عظيم در زمان ساسانيان بوده و دو دروازه شرقي و غربي داشته که دروازه شرقي آن جنب قلعه تپه بنام دَرْبُ اَلْمَذوقْ ناميده مي شده و دروازه غربي آن بنام فلاج آباد يا خلج آباد مشهور بوده سيد محمد نوربخش در مشجره سلسله الاولياء خود در صفحات 34 و 38 از اين دودروازه ابهر نام برده است.
کاروانيان عازم شهرهاي قزوين، همدان و ري از دروازه شرقي ابهر عبور مي کردند در ابهر محلاتي بنامهاي دروازه ايشيگي و دَرْمَذَقانْ معروف است.
از راههاي قديم که از جنوب ابهر عبور مي کرده، جاده ابريشي بود که از کشور چين آغاز و پس از طي سمرقند و بخارا – مرو – گرگان – ري قزوين – وارد ابهر مي شده و به سمت زنجان – تبريز – ايروان ادامه داشته. راهي نيز از تبريز آغاز و به ابهر مي رسيد و ابهر را از طريق ساوه و قم به اصفهان و بغداد مربوط مي ساخت و در اين منطقه به جاده اصفهان معروف بود. راه ابهر به ري نيز وجود داشت.
مکان هاي ديدني و تاريخي شهرستان ابهر
ابهر يکي از مهم ترين و ارزشمند ترين موردهاي جهانگردي و توريستي استان زنجان به شمار مي آيد که براي توسعه و گسترش صنعت گردشگري از توانايي هاي قابل توجهي برخوردار است.
مهم ترين و تاريخي ترين اثر شهرستان ابهر، گنبد عظيم و مشهور سلطانيه است که به تنهايي قابليت برابري با ساير بناهاي استان را دارا مي باشد. تقريباً در تمام نقاط ابهر آثار زيبا و مکان هاي ديدني با ارزشي يافت مي شوند ولي بيش تر آثار تاريخي اين شهرستان در قسمت هاي شمالي منطقه واقع شده اند.
معبد تاريخي داش كسن در كنار شهر تاريخي و با ارزش سلطانيه، آرامگاه چلبي اوغلي، آرامگاه ملاحسن كاشي و گنبد آجري سلطانيه در مجموع محور فرهنگي - تاريخي سلطانيه را تشكيل مي دهند. اين بناها در دشت مسطح و زيباي سلطانيه جلوه اي خاص داشته و همواره مورد بازديد دوست داران تاريخ و فرهنگ ايران زمين قرار مي گيرند.
روستاهاي تاريخي و ييلاقي اطراف شهرستان ابهر که نمايانگر جلوه هاي زيباي طبيعي و غلبه انسان بر طبيعت هستند، بقعه زيباي امام زاده ها که از اعتقادات خاص مردم و معماري روزگار خود حکايت دارند، معماري باارزش مساجد، تپه هاي متعدد تاريخي و مهم تر از همه گنبد زيبا و مشهور سلطانيه كه نقطه اوج آثار ديدني منطقه به شمار مي رود، همگي در مجموع نويد يک گردش طولاني و جذاب در طبيعت و تاريخ منطقه را به بازديد کنندگان مي دهند.
وجود آثار تاريخي با شهرت جهاني و همچنين طبيعت زيبا همراه با غارهاي مشهور، سبب شده که شهرستان ابهر همواره از بازديدکنندگان متعدد داخلي و خارجي برخوردار باشد. با وجود اين که با ارزش ترين بناهاي تاريخي استان زنجان در محدوده شهرستان ابهر واقع شده اند ولي امکانات اقامتي و توريست پذيري منطقه ابهر شايسته و پاسخگوي مسافران اين خطه از استان زنجان نيست. به نظر مي رسد که با اندکي توجه در زمينه تبليغات اصولي و همچنين سرمايه گذاري در ساخت مراکز شايسته اقامت ميهمانان داخلي و خارجي و رواج و گسترش فرهنگ صحيح توريسم پذيري در ميان مردم منطقه، رونق تاريخي اين منطقه به آن باز گردانده شود و اين ناحيه به يکي از جذاب ترين مناطق توريستي استان تبديل گردد.
روستاي وير و روستاي صخره اي قروه از جمله جاذبه هاي طبيعي شناسايي شده در شهرستان ابهر هستند که از ارزش هاي تاريخي بالايي بهره مند مي باشند. اين روستاها از يک سو با درهم آميختن طبيعت و تاريخ، خصوصيات اين خطه را به روشني به نمايش مي گذارند و از سوي ديگر نمايانگر غلبه انسان بر محيط هاي سخت طبيعي هستند.
علاوه بر اين، شيوه هاي معيشت و زندگي در بسياري از روستاهاي ايران منحصر به فرد بوده و به عنوان بخشي از نمايه هاي تمدن ديرپاي ايراني به شمار مي آيند که در صورت معرفي بهتر از عوامل جذب طبيعت دوستان خواهد بود.
يكي از اثار باستاني شهرستان در زير معرفي شده
گنبد سلطانيه
.jpg)
اين بناي مشهور در در اواخر قرن هفتم هجري قمري به دستور ارغون خان مغول با دوباروي 12000 گام از سنگ تراشيده شده ساخته شده است. پس از وي نوه اش اولجاتيو كار ساخت اين بنا را پيگيري كرده و در آن به حكومت پرداخت. ارتفاع گنبد 48 متر و قطر آن 25متر است. از هنرهاي آجري، كاشي كاري و نقوش اسليمي و مقرنس كاري در تزئين اين بنا استفاده شده است
شهر سلطانيه در 54 كيلومتري ابهر قرار دارد . اين محل طبق كتيبه هائي كه از پادشاهان آشور بدست آمده ، در قرن هشتم قبل از ميلاد محل سكونت طايفه جنگاور ( ساكاراتيها ) بوده و در عهد فرمانروايان ماد به اسم (( اريباد )) خوانده مي شده است و پارتها آنرا بنام نخستين پادشاه خود " ارساس " ناميدند
سرتاسر داخل اين گنبد پوشيده از كتيبه هاي مختلفي است كه با رنگ روي گچ ترسيم شده است. در سالهاي مختلف بعد از سال 1350 قسمتهايي از گچ روي ديوار توسط كارشناسان ايتاليايي از جاي خود برداشته شد و در جعبه هاي بزرگ قرار داده شد و پس از برداشتن گچ، تزئينات اصلي آجري گنبد نمايان شد. البته قبل از آن نيز قستمهاي از گچ آسيب ديده بوده و مشخص بود كه زير گچ تزئينات آجري زيبايي وجود دارد.
در ارتباط با زمان ايجاد تزئينات روي گچ ميان متخصصان هنر اسلامي اختلاف وجود دارد كه در چه زماني اين تزئينات گچي بر روي تزئينات اصلي كار گذاشته اند.
پروفسور پيروسن پائولزي در گزارشات پروژه مرمت مسجد و آرامگاه سلطان محمد خدابنده اشاره مي كند كه در گنبد سلطانيه كلاسه دوره تزئينات ديده مي شود كه دوره اول مربوط به اصل بنا كه با تزئينات كاشيكاري بوده يك دوره تزئينات با كاشي شش گوش كه از كف تا ارتفاع حدود سه متري را زينت داده و دوره سوم تزئينات گچ كاري كه روي تزئينات اصلي گنبد انجام گرفته است .
در واقع در گنبد سلطانيه دو دوره تزئينات ديده مي شود كه دوره اول مربوط به تزئينات اصلي گنبد و دوره دوم مربوط به گچ كاري روي اين تزئينات منتهي قسمت پايين گنبد در دسترس همگان بوده ( از كف زمين تا حدود ارتفاع سه متر ) آن قسمت به جاي گچ كاري ( كه با دست زدن به مرور زمان آسيب مي بيند ) با كاشي شش گوش پوشانده اند يعني گچ كاري روي تزئينات اصلي گنبد و كاشي كاري شش گوش پايين گنبد هم زمان انجام شده است.
نظر پرفسور گدار در مورد گچكاري روي تزئينات اصلي اين است كه اين گچ كاري در دوره صفويه انجام شده كه اين نظر به هيچ وجه صحت ندارد و دلايل كافي براي رد اين نظريه ارائه خواهد شد، پروفسور پيروسن پائولزي نيز با اين نظر مخالف است و استناد مي كند به تكه گچي كه داراي تاريخ 720 هجري كه در گنبد ديده است اما اشاره نمي كند كه آن كتيبه در كجاي گنبد قرار داشته است. البته شخص مذكور تا حدي به زمان صحيح گچ كاري و تزئينات دوره دوم نزديك شده ولي در خط روي اين تكه گچ و مقايسه آن با بقيه خطوط گنبد و عدم هماهنگي بين آنان گنبد جاي تامل دارد.
پس از به دست آمدن عكسهاي قديمي، به نظر مآيد كه اين كتيبه داخل شبستان گنبد نبوده است بلكه در يك اطلاق در يك راه پله واقع ميان طبقه دوم و ايوان مشرف به بيرون طبقه سوم وجود داشته است .
در مطالعه كتيبه هاي گنبد سلطانيه به دو تاريخ متعلق به دوره اصلي ساخت گنبد بر مي خوريم كه تاريخ اول سال 710 هجري قمري است و بر روي سر در شرقي بيرون گنبد قرار دارد. اين تاريخ زمان پايان ساختمان گنبد با تزئينات بيرون آن و بدون تزئينات داخل گنبد مي باشد. تاريخ دوم سال 713 هجري قمري ( تصوير 85 ) در قوس طبقه دوم ايوان شرقي داخل گنبد ديده مي شود كه تقريبا" نشانه پايان تزئينات كاشيكاري داخل گنبد است ( پايان كل تزئينات دوره اول با توجه به قسمت باقي مانده بنا از طبقه دوم ايوان كه داراي تاريخ 713 هجري قمري تا بالاترين نقطه داخل گنبد، احتمالا" مدت كوتاهي بوده است چون كه جشن افتتاح گنبد به استناد كتاب تاريخ اولجايتو روز 12 ربيع الاخر سال 713 هـ - ق بوده است
در سراسر گنبد آيات قرآن و احاديث پيامبر ( ص ) و كلمات قصار حضرت علي ( ع ) ديده مي شود اما در طبقه دوم ايوان جنوب غربي براي اولين برخورد مي كنيم با يك دايره ايكه داخل آن با خط كوفي نوشته شده " اللهم اشفنا بشفائك و داونا بداوئك " كه معني آن ( خداوندا ما را به شفاي خود شفا ده و به دواي خود ما را مداوا فرما) كه بدون شك در ارتباط با مريض بودن اولجايتو است و در همان ايوان براي اولين بار با آيه اي در ارتباط با مرگ روبرو مي شويم كه با رنگ قرمز آيه" كل من عليها فان " چندين بار تكرار شده است. وجود اين آيه بدون شك نشانه در گذشت سلطان اولجايتو بوده است و مي توان گفت كه تا اين قسمت ايجاد تزئينات روي گچ در زمان اولجايتو بوده است و ادامه كار مربوط به زمان ابو سعيد بهادر خان مي باشد.
چنانچه معروف است سلطان محمد خدابنده پيرو شيعه بوده ولي در اواخر زمامداريش پيرو اهل تسنن شد. روي گچ كاري دوره دوم مطالب زيادي به چشم مي خورد كه ثابت مي كند سلطاني كه در زمان دوره دوم تزئينات گنبد، حكومت ميكرد، پيرو اهل تسنن بوده است. عنوان كردن اينكه تزئينات دوره دوم در زمان دوره صفويه ايجاد شده، به علت شيعه بودن اين سلسله اين موضع را به كلي منتفي مي كند. يكي از مداركي كه دال بر سني بودن حاكم وقت وجود احدايث زياد از حضرت علي بر روي گچ است كه هر جا نام حضرت علي آمده به دنبال آن جمله " كرم الله وجهه " نوشته شده است.
بر روي گچ كاري داخل گنبد كه يك تكه از آن گچها قبلا" از جاي اصلي خود جدا كردند و اكنون در تربتخانه موجود است . از موارد ديگري كه ثابت مي كند در زمان تزئينات دروه دوم سلطان وقت وقت پيرو اهل تسنن بوده، وجود نامهاي " ابوبكر، عمر، عثمان " است بر بر روي گچ و با خط كوفي در حاشيه گلهاي طاقها منعكس شده است. . و در حاشيه آن گلها نام " علي، حسن، حسين " نيز آمده است.


