تبليغاتX
سرزمین پارسیان

معرفی شهر ابهر و تاریخچه ٬ به همراه معرفی گنبد سلطانیه

- وجه تسميه ابهر

- فلسفه وجودي شهر ابهر

- سابقه تاريخي ابهر
- راه ها و دروازه هاي ابهر


آدامه مطلب...  نوشته شده در شنبه 1386/12/04 ساعت 4:0 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

و پس از مدتها دوباره وبلاگ به روز میشود!

کندوان در 62 کیلومتری جنوب غربی تبریز و در 22 کیلومتری جنوب اسکو در یک ناحیهء درّه ای با آب و هوای معتدل واقع شده است.
مردم این روستا به زبان آذری سخن می گویند و پیرو مذهب اثنی عشری هستند.
اقتصاد کندوان بر پایهء کشاورزی و دامپروری شکل گرفته است. این روستا از نظر معماری خانه های روستایی بسیار جالب توجه است. خانه های مردم این روستا صخره ای است و به قرن هفتم هجری قمری و حتی به دوره های کهن قبل از اسلام نسبت داده می شود. این خانه ها همانند مغازه هایی در دل کوه کنده شده و از این نظر شهرت جهانی دارند. نوع معماری، نحوه استقرار، آرایش داخلی این خانه ها و پلکان ها و همچنین راه های دسترسی به این خانه ها بسیار جالب توجه است. حمام روستا و دو مسجد قدیمی آن همانند خانه های روستا، در  دل سنگ های کوهستان کنده کاری شده است.
سرسبزی درهء کندوان و چشم اندازهای زیبای طبیعی اطراف آن نیز بسیار دیدنی است.
آب معدنی روستای کندوان نیز شهرت ملی دارد و اثرات درمانی آن به ویژه در درمان بیماری های کلیوی
بسیار موثر و شفابخش است.
روستای کندوان نمونهء منحصر به فردی از نحوه استقرار و زندگی جماعت های اولیه در دوران بسیار دور
تاریخی است. دیدار از این روستا تجربه ای فراموش نشدنی است.
در پستهای بعدی . . . . .


 نوشته شده در یکشنبه 1386/04/17 ساعت 2:0 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

برپایی بزرگداشت کوروش کبیر در روز ۷ آبان ، روز جهانی حقوق بشر و کوروش کبیر.

همه ما در روز جهانی حقوق بشر و کوروش در پاسارگاد.

۷ آبان

پاسارگاد

http://www.irhc.blogsky.com/


 نوشته شده در دوشنبه 1385/07/10 ساعت 2:35 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

كوه كم ‏ارتفاعى است در هشت كیلومترى مغرب اصفهان، كه قسمت بالاى آن را ویرانه‏ هایى از خشت ضخیم و محكم تشكیل داده و به گفته مورخین یكى از آتشكده‏ هاى معروف اصفهان بوده است. اگرچه تعیین تاریخ قطعى ساختمان مشكل مى‏نماید، ولى آنچه مسلم است از دوره ساسانى جدیدتر نمى‏تواند باشد.

بر روی كوه كوچكی به فاصله 20 كیلومتری از سوی باختر اصفهان و در جلگه با صفای فرح انگیز قرب و مشرف بر رودخانه زاینده رود عمارات ویران و آثاری قرار دارد كه به احتمالی به دوره اشكانی و به زعم قوی متعلق به دوره ساسانیان است . موقعیت محلی از این باب كه زردتشتیان قدیم آتش مقدس را همواره در جایی قرار می داده اند كه در دیدگاه مردم باشد و دیگر كیفیت و نقشه ساختمان و مصالحی كه در آن به كار رفته و شهرت این محل بر حسب وجود منابع بسیار به آتشگاه همه و همه نشان می دهد كه برروی این كوه یكی از آتشگاههای زردشتی وجود داشته است و در روی بلندی بر همه جا اشراف داشته است . مصالح ساختمان آن اگر چه گل وخشت است ولی باز هم قدمت وكهولت از آن پیداست .

حمزه اصفهانی از مورخان بزرگ قدیم كه كتاب تاریخ اصفهان او سخت معروف است به ساختن سه آتشكده از طرف بهمن پسر اردشیر اشاره می كند و می گوید یكی در قلعه ماربین به نام شهر اردشیر و دو دیگر به نام زروان اردشیر و مهر اردشیر كه در دو ناحیه دارك و اردستان ساخته است . مفضل بن سعد مافروخی در رساله محاسن اصفهان خود پس از وصف ادیبانه و دلنشینی از ماربین و متنزهات و طراوتها و زیباییها آن می گوید : در این ناحیت چهار باغ وسیع و زیبا قرار دارد یكی به نام ولاشان و دیگری به نام كوهان (این دونام امروز به دو قریه نزدیك به محل آتشگاه اطلاق می شود ) و در قلعه ای در ماربین آتشكده بیت النار قرار دارد كه بهشتی (باغستانهایی ) در جلو آن است .

در اینجا مجال سخن برای ما تنگ است ولی همین قدر می گوییم كه دیوارهای برآورده با خشت خام به طول و عرض40 سانتی متر و ضخامت 14 سانتی متر با ملاط گل و لابه لای آنها حصیر مصالح این ساختمان را كه تا امروز هزار سال بیشتر است و در مقابل حوادث مقاومت كرده است تشكیل می دهد عرض عظیم این دیوارها تنظیمات معماری و هندسی آنها و شباهتی كه به هر حال آثار باقی مانده با نقشه های آتشگاههایی دارد كه در دست است وجود آتشگاه را در اینجا تایید می كند و گفتار محقق معروف ماكسیم سیرو كه معتقد شده است . آتشگاه فعلی اصفهان یكی از قصور شاهزادگان ساسانی بوده است را مردود می شمارد .

پیش از اینكه سخن خود را درباره آتشگاه به پایان ببریم می گوییم كه در دور بر اصفهان دیه هایی هست كه به نحوی با آتش و آتشگاه مرتبط بوده اند و شاید این دیه ها بر این آتشگاه وقف بوده است .

شایسته ذكر است كه در ده نقطه ایران و از جمله اردبیل و كهگلیویه امكنه ای به نام آتشگاه نامیده می شود كه من از كم و كیف آنها آگاه نیستم باز قابل توجه است كه 25 محل در اطراف ایران نام آتش را به نحوی بر خود دارند .از جمله مثلاً آتشان (جیرفت ) آتش خسرو (اهر) آتشكده (زابل و محلات ) و دو آتشكده (بیرجند )و آتشگان (مشهد) .


 نوشته شده در جمعه 1385/06/31 ساعت 3:1 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

مدير پروژه نجات بخشي ميراث فرهنگي بم گفت:150 كارگر روزانه در ارگ بم مشغولند و بازسازي تا 13 سال ديگر ادامه دارد.


اسكندر مختاري درباره روند بازسازي ارگ بم و شرايط گردشگري اين مجموعه تاريخي گفت: يكي از فعاليت هاي ميراث فرهنگي در ارگ بم دوخت و دوز سازه هاي خشتي به هم است كه تكنولوژي آن تا به حال وجود نداشته است و سازمان ميراث فرهنگي بنا دارد اجزاي گسسته ارگ بم را به هم متصل كند.

وي افزود: سازه هاي باقي مانده در بم به شكل قبل از زلزله باقي نمي ماند و بايد استحكام بخشي موقت را به پايدار تبديل كرد.

مختاري گفت: مي خواهيم اراضي بخش غربي ارگ بم را نيز به شكل مزار 50 سال پيش محيط اطراف ارگ با آواره هايي كه استخراج كرده ايم ساماندهي كنيم و براي اين منظور روزانه 150كارگر مشغول كارند كه اين تعداد به 300 نفر افزايش پيدا مي كند.

وي اظهار داشت: ما 2 سال است كه كار مي كنيم و 13 سال ديگر براي بازسازي ارگ بم برنامه داريم.
مختاري درباره وضعيت گردشگري ارگ تاريخي بم گفت: نوروز امسال بيشترين تعداد بازديدكننده را از ارگ بم داشتيم و روز 11 فروردين با 4 هزار و 250 بازديد كننده يك ركورد به حساب آمد.

مدير پروژه نجات بخش ميراث فرهنگي بم درباره ديگر فعاليت هاي انجام شده در اين شهر زلزله زده گفت: بازار بم به مساحت 18هزار متر مربع در حال بازسازي است كه در حال حاضر طبقه زيرزمين بازسازي مي شود و از حدود 25 ارديبهشت ماه كار بازسازي طبقه اول را شروع مي كنيم و متعهد شده ايم كه بازار بم را به همان شكل اوليه بسازيم.


 نوشته شده در دوشنبه 1385/04/12 ساعت 21:25 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

سابقه روستا به روایت تاریخ

روستای اسفرجان ازنقاط سرسبزوییلاقی است که در فاصله 41 کیلومتری جنوب شرقی شهرضا واقع شده است سابقه تاریخی روستا به قرن هفتم هجری قمری ویاقبل از آن میرسد چنانچه درصفحه 107 بستان السیاحه درباره اسفرجان چنین آمده است ذ کر اسفرجان به کسر اول وسکون ثانی وفتح فا وسکون را قریه ای است که پانصد خانه دراوست خرم محلی است اسفرجان به جهت آبش ازرود گوارنده وهوایش به سردی مایل وفرخنده آن قریه در محل پست وبلند اتفاق افتاده اکثر فواکه سردسیری ممتاز خصوص گردکان وبادام وزردآلویش درآنجا امتیاز است مرامش شیعه ورند مشربند.

دراسفرجان سدی درقدیم ساخته شده است که به سد قتلغ شاه معروف است که به روی رودخانه ای بسته شده این سد قدیمی که اکنون هم آثاروویرانه های آن باقی است بطوریکه درافواه شهرت دارد درقدیم موقعی که آب فراوان پشت سد فراهم می شده زمینهای اطراف راتا شهرضا مشروب می نموده می گویند اسفرجان درگذشته جمعیتی باغ بر 4000 نفر داشته که از روستاهای بزرگ ومرکز اقتصادی روستاهای همجوار ومرکز دادوستد عشایر ودیگر روستاها بوده است  بنا به آمار ارائه شده اسفرجان درسال 1345 دارای جمعیتی بالغ بر3696 نفر بوده است که  زبان  آنان فارسی بدونه لهجه خاص وشیعه مذهبند.

درمورد سد قتلغ شاه این نامه درتاریخ ایران درسلسله قراختاییان نوشته شده: قطب الدین شاه جهان دختری داشت بنام مخدوم شاه خان قتلغ که اورا امیر مبارزالدین محمد مظفری به عقد خود درآورد اکثر سلاطین آل مطفر ازفرزندان این زنند نتیجه اینکه این سد از عهد آل مظفراست که دراسفرجان بسته شده می توان به استناد فوق سد قتلغ شاه راازدوره آل مظفر دانست که مربوط به قرن هفتم هجری است.

روایتی دیگر از سابقه تاریخی اسفرجان -این متن توسط غلامحسین حاج هاشمی در یکی از روزنامه های محلی سالها پیش نوشته شده است صحت وصقم آن با نویسنده است روستای اسفرجان در120کیلومتری جنوب اصفهان در دامنه کوه قرار گرفته است که بوسیله رودخانه زر چشمه یا زرین چشمه سیراب می شود نام اسفرجان مرجان معرب مهرگان بوده است انچه باعث اهمیت این منطقه شده است آب فراوان وهوای معتدل تابستانی بوده است درافسانه ها امده است که اولین بار این شهر را یکی از پسران گرگین بنا نهاد اما انچه از آثار مستند به دست می آید در حدود ده هزار سال پیش غارنشینانی در اینجا زندگی می کرده اند که غارهای ساخته شده انها هنوز پابرجاست دیگر آثار به جا مانده در این محل اسامی و نامهای مکان هاست که با وجود اینکه چندین هزار سال است شهر در زیر خاک مدفون شده است اما مکانها ومحلها همچنان پابرجاست و این از عجایب تاریخ است که جایی بعد از اینکه کلا بوسیله سیل وزلزله بکلی از میان می رود وخالی از سکنه می شود باز همان اسامی ومحلهای سابق به همان صورت اولیه 5000سال پیش نامیده می شود که این نشان دهند این است که اینجا سرزمینی بوده است معروف ومشهور و به احتمال قوی یکی از پایتخت های دوره ساسانیان بوده است یکی از اسامی به جا مانده مربوط به دوران ایلامی ها است معبدی بوده  است در محلی  که امروز بنام چغارک معروف است این معبد کوچکتر از معبد چغا زنبیل شوش بوده است وتا زمان بعد از اسلام نیز وجود داشته است زیرا با گسترش اسلام عده ای به اسلام می گرویده اند وعده ای به همان اعتقادات خود باقی می مانده اند ومسلمانان در برابر معبد چغارک مسجدی می سازند با همان وزن وقافیه بنام مسجدک که البته این دو محل فاصله زیادی از یکدیگر دارد ووسعت شهر کاملا مشهود بوده است این دو محل امروزه وجود دارند وبه همان نام خوانده می شوند.

 

 

 

 

دورنمای منطقه چغادک وتختیا که گفته می شود روزگاری منطقه اصلی مسکونی روستا در این قسمت که سمت جنوب غربی رودخانه قرار دارد بوده وتپه ای دراین محل بنام جل کفتری وجود دارد که بر بالای آن اثرات وجود قلعه بزرگی را به آسانی می توان مشاهده کرد

دومین محل باقیمانده از دوران قدیم آتشکده هاراگورا یا هرپارت که امروز به همان نام هاراگورا معروف است و در دوران بعد از اسلام این اتشکده همانند سایر اتشکده ها تبدیل به مسجد می شود که امروز مسجدی که بر روی این آتشکده ساخته شده باقی است بنام مسجد ملک احمدی این اتشکده تا زمان هخامنشیان محل مقدس وعبادتگاه مهر پرستان بوده است تا اینکه در زمان ساسانیان به اوج قدرت خود می رسد وشاید یکی از پایتخت های مذهبی دوران ساسانیان بوده است وعید مهرگان بوسیله موبدان در این معبد برگزار می شده این آتشکده از نوع آتشکدهای علامتی بوده است ودرست روبروی آتشکده ایزد خواست که آن هم امروز تبدیل به مسجد گردیده قرار داردسومین اثر به جا مانده نام تاریخی اسفرجان است اسفرجان معرب مهرجان ومهرگان بوده است در تعدیم البدان تالیف ابوافدا آمده است که مهرجان را کسری قباد به مهرگان ملقب ساخت به سبب گوارایی وخوشی هوا وسبزی صحرایش در جغرافیای تاریخی تالیف محمد تقی خان حکیم امده است مرجان معرب مهرگان است از بناهای قباد فیروز انوشیروان ملک دادگر است وروز شانزدهم مهر را پارسیان جشن می کرفتند و به علت غلبه کاوه بر ضحاک ونشستن بر تخت فریدون در این روز در کتاب آثار الباقیه تالیف ابو ریحان بیرونی ترجمه احمد دانا سرشت آمده است عید مهرگان روز شانزدهم مهر است که عید بزرگی است وگویند مهر نام آقتاب است وچون در آن روز آفتاب بر اهل عالم پیدا شده است مهرگان گویند چهارمین اثر به جا مانده که هنوز قسمتهایی از آن  باقی است سدی است قدیمی که از عجایب معماری ومهندسی  مردم آن روزگار بوده است وبا وجود فراوانی آب احداث این سد در زمانهای قدیم گویای بزرگی وعظمت این شهر بوده است تاریخ ساخت ان معلوم نیست و امروز به نام سد قتلغشاه یکی از سرداران الجایتو که در سال 706قمری وفات یافته معروف است گرچه در زمان الجایتو کارهای عمران وآبادی صورت گرفته اما به احتمال قوی ساختمان سد باز می گردد به دوران ساسانیان و به احتمال زیاد در زمان فیروز انوشیروان ساخته شده است که شاید بتوان از روی مصالح ودیواره های باقیمانده قدمت آن را مشخص کرد.

فرضیه شکسته شدن سد واثرات بجا مانده از این واقعه در روستا آنچه کاملا مشخص است و بنا به گفته سالمندان  ساکن روستا ساکنان فعلی روستا ساکنانا قبلی و اصلی روستا نبوده اند این مردمان از اطراف واکناف و آبادیهای دیگر به دلایل مختلف خودرا به اسفرچان رسانده وبا توجه به موقعیت آب و هوایی و اقتصادی و یا هر دلیل دیگری در اینجا سکنی گزیده اند عده ای از بروجن وامین آباد وایزد خواست وجرقویه به این منطقه خوش آب و هوا رحل اقافت افکنده اند البته در  مورد شکسته شدن سدی که هنوز دیواره های آن در دوسمت شمالی و جنوبی رودخانه وجود دارد و وجود آن را نمی توان نادیده گرفت داستانها وشایعات زیادی بر سر زبانها است که صحت وسقم آن به دلیل نبود اطلاعات مکتوب و موثق جای بحث دارد به هر حال یکی از این داستانها می گوید در جای فعلی روستا شهر و یا روستای بزرگی بنام نیلاب گر گاب و یا اسپرگان وجود داشته که در اثر احمال مسئول سد که دریچه هار ا به موقع با توجه به بارندگی شدید در آن دوره باز نکرده سد شکسته شده به هرحال انچه مشخص است سدی در اینجا بوده که در اثر هر حادثه  طبیعی مانند سیل وزلزله و یا رانش زمین و عدم مقاوت دیواره های سد از ناحیه مرکزی شکسته شده است که قسمتهایی از دیواره شکسته شده تا چندین سال قبل در چندین کیلومتری قسمت شرقی روستا و در مسیر روذخانه قابل رویت بود در هرصورت با توجه به اینکه در زمان ساخت سد مسئله تولید انرژی مطرح نبو ده و تا چندین سال گذشته وضعیت آب روستا بسیار خوب بوده بطوریکه تمام جویهای اصلی لبالب از آب بوده وحتی آب اضافی از طریق رودخانه به مناطق دیگر انتقال می یافته است ساخت سد برروی این رودخانه  وبرای روستایی که زمینهای کشاورزی زیادی ندارد چون کل مساحت باغات ومزارع  بالغ بر2800جریب می باشد توجیه اقتصادی نداشته وبا توجه به محل قرار داشتن سد در فاصله بین دوکوه بزرگ با دریاچه و آبگیر بسیار بزرگ شاید شهر بزرگی در این محل وجود داشته که ساخت این سد را  درقرن هفتم هجری طبق آنچه در تواریخ به آن نسبت می دهند مورد توجه قرار گرفته است در هرصورت  انچه مسلم است این نکته است که با بررسی منطقه در قسمت شرقی روستا مسیر رودخانه به هر دلیل در طول سالیان زیاد تغییر نموده است در قسمت شرقی یعنی در محله پایین منطقه وسیعی قرار دارد که در زیر خاک سطحی آن که حدود 30تا40سانتیمتر است  پوشیده از شن و ماسه وسنگهای کوچک وقلوه سنگهایی است که در کف رودخانه ها قابل مشاهده است این منطقه پوشیده از شن حتی بطول چندین کیلومتر تا قسمت شمالی روستا و تا سمت راست جاده شهرضا به اسفرجان وجود دارد که نشان از حرکت ناگهانی سیل آب در سطح بسیار وسیعی را دارد باتوجه به این نکته که رودخانه در هیچ زمانی نمی توانسته این قدر وسعت داشته باشد نکته قابل توجه دیگر اینکه در چند سال پیش و هنگام برداشت شن برای زیر سازی خیابانهای روستا استخوانهای بسیاری از همان نقاط بوضوح قابل مشاهده بود که با توجه به سطحی که استخوانها بصورت نامرتب در آن پیدا شده بود نمی توانسته که گورستان باشد  در بین استخوانهای بدست آمده استخوانهای  ساق دست وپاهایی وجود داشت که نشان از قد وقامت بلند و نشاندهده این نکته بود که مردمان دفن شده بر زیر لایه های شن بسیار قوی هیکل و درشت اندام بوده اند که شاید درستی شکسته شدن ناگهانی ومدفون شدن مردمانی که در زیر این سد چه در شهری بزرگ و یا روستایی زندگی می کرده اند را تقویت می کند نکته دیگر اینکه گفته می شود محل قبلی روستا در جای فعلی نبوده و در قسمت جنوب غربی جای کنونی در طرف مقابل رودخانه در منطقه چغادک و یا چغارک و در قسمتی که به آن تختیا گفته می شود وجود داشته در این قسمت تپه بزرگی وجود دارد که به جول کفتری بین اهالی شهرت دارد یعنی تاج کبوتر در بالای این تپه بزرگ اثراتی قابل مشاهده است  که نشان می دهد در این محل قبلا قلعه و یا بنایی سنگی وجود داشته چون اثر پی های ساختمان که با سنگ وبطور مرتب پیده شده هم اکنون نیز وجود دارد همچنین قطعات کوچک از سفالهای پخته شده در همان قسمت بر بالای تپه قابل مشاهده است همچنین  با مقایسه خاکهای اطراف تپه با بقیه قسمت ها متوجه می شویم که نوع خاک دستی است و از جایی دیگر برای ساخت وساز سنگ ها به آنجا انتقال یافته که رنگی شبیه گچ دارد  و خاک گچی است در هر صورت با توجه به قطعات سفال موجود در آن ناحیه که نشان از پخته بودن سفالها و حرارت دیدن آن  قابل تشخیص است شاید آتشکده ای در این نقطه و بر بالای این تپه بلند وجود داشته که نسبت به فرضیه ای دیگر منطقی تر به نظر می رسد که نیاز به تحقیق و بررسی بسیار دقیق تری دارد در هر صورت اینها موارد وشواهدی هستند که در حال حاضر وجود آنها را منکر نمی توان شد .

 

سنگ نبشته ای که دردیواره کوه بالای سد  کنده شده که البته مربوط به سد نمی باشد شاید مربوط به جوی آبی بوده که بعدها برای انتقال آب به بخشی دیگر از روستا در دیواره کوه هنوز آثار آن باقی است مطالب نوشته شده به مرور زمان از بین رفته است فقط بیت آخر شعر ان به این مضمون قابل خواندن است برآمد آب از این سنگ خارا

 

برگرفته از : www.esfarjan.com


 نوشته شده در شنبه 1384/05/15 ساعت 2:13 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

ارگ بم


 نوشته شده در پنجشنبه 1384/03/12 ساعت 19:56 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

"قلعه ها"

مقدمه:

سرزمین ایران در گذشته ، به علت وضعیت جغرافیایی خاص که بین دو جلگه آباد بین النهرین و پنجاب سند در کشور هند قرار گرفته ، کشور رابطی بوده است که اقوام و طوایف مختلف برای دسترسی به غرب و شرق مجبور بودند از آن عبور کنند و در نتیجه همواره مورد توجه و تهاجم به ویژه از طرف شرق و شمال شرق بوده است.

قبایل ماساژت ساکنین منطقه شرق دریای خزر که کورش کبیر را به قتل رساندند ، یورش مغول،تیمور،غوریان،ازبک ها و ترکمن ها دائما کشور ما را مورد تاخت و تاز قرار می دادند و از غرب،تهاجم اسکندر و عربهای وحشی و حملات مکرر رومیان و عثمانی ها دائما امنیت سیاسی و اقتصادی ما را تهدید می کردند و در این اواخر نیز بخشهای مهمی از خاک ایران جدا شد مثل قفقاز و گرجستان و ارمنستان و شیروان و قسمت های از اراضی شمال شرقی دریای خزر که بنام ورارود نام داشت به دست روس ها و افغانستان هم به دست انگلستان جدا شدند.

زندگی در چنین منطقه نا امنی ایرانیان را به ساختن ارگ،قلعه،برج و بارو مجبور کرد.

معماری و مصالح ساختمانی:

با توجه به تقسیم بندی قلعه های ایران به دو نوع جلگه ای و کوهستانی،مصالح ساختمانی آنها نیز متفاوت است.

طرح اصلی قلعه های جلگه ای مربع و یا مربع مستطیل است که در چهار گوشه آن برج های مدور برای دفاع ساخته شده اند،مصالح این قلعه ها خشت و گل است و به ندرت از آجر و گچ استفاده شده است.

بارو (دیوار ضخیم) این قلعه ها چینه (دیوارهای گلی که آن را بند بند می سازند) است یا با خشت های قطور ساخته شده است،برای استحکام آن قطر و ضخامت بعضی از بارو ها به چهار متر هم می رسید.

اطراف بعضی از این قلعه ها خندق حفر می کردن و برای رسیدن به قلعه از پل های متحرک بهره می گرفتند.

بعضی از این قلعه ها به دلیل امنیت آن ها محل سکونت کشاورزان و روستاییان شد که با گذراندن خیابانی معمولا شمالی و جنوبی و تامین آب آشامیدنی خانه های روستایی در دو طرف خیابان ساخته می شد.

از این قلعه ها می توان به ،قلعه هنجن در سر راه نطنز به ابیانه است اشاره کرد که تا این اواخر محل سکونت بوده است.

این قلعه دارای برج و باروی ضخیم بسیار بزرگ بوده است.داخل قلعه کوچه های پر پیچ و خمی داشته است که همه آن ها به گذر اصلی قلعه که به در قلعه منتهی می شود راه دارند.

خانه ها دو طبقه هستند و از طبقه زیرین برای نگهداری دام و یا انبار مواد غذایی و آشپزخانه استفاده می کردند و اتاق های نشیمن در طبقه دوم قرار داشته اند.

از قلعه های مشهور ایران ، قلعه فلک الافلاک در شهر خرم آباد است.این قلعه با وسعت زیاد یکی از قلعه های معروف ایران است که هم اکنون تبدیل به موزه شهر خرم آباد شده است.

مصالح دژهای کوهستانی را معمولا از سنگ های بدون تراش نظیر سنگهای کوه یا رودخانه همراه با گچ غربال شده فراهم می کردند.

در زیردست دژهای کوهستانی پرتگاه های عمیقی تعبیه شده است.درقسمت انتهایی برج ها و بعضی مواقع،باروها،کنگره هایی ست که مخصوص کمانداران بوده است تا بتوانند از شکاف کنگره ها دشمن را هدف قرار دهند.

در بعضی از دژها و قلعه ها،مانند الموت قزوین،پایین دژ محل سکونت روستاییان بوده است.

فلک الافلاک


 نوشته شده در سه شنبه 1384/01/09 ساعت 23:43 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

پيدايش جشن نوروز

روزها يا ماه جشن نوروز

پنجه (خمسه مسترقه)

در ادبيات فارسي جشن نوروز را مانند بسياري از آيين هاي ديگر ، رسم ها ، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري ، چون فردوسي ، منوچهري ، عنصري ، بيروني ، طبري ، مسعودي ، ابن مسکويه ، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي - اسطوره اي آنان بي گمان ادبيات پيش از اسلام بوده ، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند ، که تنها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود:

جهان انجمن شد بر تخت اوي

از آن بر شده   فره بخـت اوي

به جمشيـد بر گـوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

سرسال نو هرمـز فرودين

بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز

بر آن تخت بنشست فيروز روز

بزرگان به شادي بياراستنـد

مي و رود و رامشگران خواستند

محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته است : « جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بنشستم به مظالم ، شما نزد من باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنماييد ، تا من آن کنم. و آن روز که به مظالم [مجلسي که به شکايت مردم در باب ظلمهايي که بدانان شده، رسيدگي مي شده] نشست ، روز هرمز بود از ماه فروردين ؛ پس آن روز رسم کردند.»

ابوريحان بيروني ، پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند: «چون جمشيد براي خود گردونه بساخت ؛ در اين روز بر آن سوار شد ، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديدن اين امر به شگفت شدند پس اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نشينند و تاب مي خورند.»

به نوشته گرديزي: « جمشيد جشن نوروز را به شکرانه اين که خداوند گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود ، برگزار کرد » و هم در اين روز بود که جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت ، به حرب ديوان و سياهان ، و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور ساخت.

و سرانجام خيام مي نويسد که « جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل [هر يک از دوازده حصه ي منطقةالبروج، که اسامي آنها از اين قرار است: 1- حمل 2- ثور 3- جوزا 4- سرطان 5- اسد 6- سنبله 7- ميزان 8- عقرب 9- قوس 10- جدي 11- دلو 12- حوت ] قدما براي هر يک از برجهاي دوازده گانه ي فلکي(منطقة البروج) قوه ي فاعله و منفعله قائل بودند ، يعني آنها را گرم و سرد يا خشک و تر مي پنداشتند، به همين جهت دوازده برج را به چهار دسته ، آبي ،  آتشي ، بادي و خاکي تقسيم کرده بودند، که هر سه برج، به يکي از اين تقسيمات تعلق دارد. برجهاي آبي: برجهايي که داراي مزاجي سرد و ترند: سرطان، عقرب و حوت. برجهاي آتشي: برجهايي که داراي مزاجي گرم و خشک اند: حمل، اسد و قوس. برجهاي بادي: برجهايي که داراي مزاجي گرم و ترند: جوزا، ميزان و دلو. برجهاي خاکي: برجهايي که داراي مزاجي سرد و خشک اند: ثور، سنبله وجدي.] ، نوروز را جشن گرفت: سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بوده ، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبانه روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند باز آمدن ، چه هر سال از مدت همي کم شود ؛ و چون جمشيد ، آن روز دريافت (آن را) نوروز نام نهاد و جشن و آيين آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.»

در خور يادآوري است که جشن نوروز پيش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز ، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند ، يادآور مي شود که ، آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت ؛ اگر چه پيش از آن هم نوروز ، بزرگ و معظم بود.

گذشته از ايران ، در آسياي صغير و يونان ، برگزاري جشن ها و آيين هايي را در آغاز بهار سراغ داريم. در منطقه ليدي بر اساس اسطوره هاي کهن ، به افتخار سي بل ، الهه ي باروري و معروف به مادر خدايان ، و الهه ي آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري ، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگوست شاه در تمامي سرزمين هاي يونان و ليدي و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارچ (4 تا 7 فروردين).

صدرالدين عيني درباره برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا (ازبکستان) مي نويسد: «... به سبب اول بهار ، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستني ها ، راست آمدن اين عيد ، طبيعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند: حمل ، همه چيز در عمل. در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله ، دانه و سرشدن (آغاز) کشت و کار و ديگر محصولات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.

 وي در جاي ديگر مي گويد: در بخارا «نوروز» را که عيد ملي عموم فارسي زبانان بوده ، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي هاي ديني اين عيد را که پيش از اسلام ، عادت ملي بوده بعد از مسلمان شدن هم را ترک نکردند ، حتي رنگ ديني اسلامي داده و از وي فايده مي بردند. ولي برگزاري شکوهمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بين همه قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است که با وجود جنگ و ستيزها ، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي ، اجتماعي ، اعتقادي علمي و فني ، از روزگاران کهن پا برجا مانده و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ در مقام مقايسه ، امروز جامعه و کشوري را با جشن و آيين  چندين روزه اي که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام ، فقير و غني ، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايي و عشايري باشد، سراغ نداريم.

آغاز سال

مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن ، از دوران کشاورزي ، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيين ها در نخستين روزهاي پائيز ، زمستان و يا بهار مي باشد.

نخستين محاسبه ي فصل ها ، بي گمان در همه جوامع، با گردش ماه که تغيير آن محسوس تر و عيني تربود ، صورت گرفت؛ اما به علت نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد انجام شد.

سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبود، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه ؛ زماني ديگر تابستان هفت ماه (از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه (از آبان تا فروردين) بود و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم شد. گذشته از ايران: «سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستاني ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم وزياد همان سال و ماه ايراني است.»

 آغاز سال ايرانيان ، هر چند زماني دستخوش تغيير گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب «سني ملوک الارض و الانبياء» و ابوريحان بيروني در «آثار الباقيه» مي گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان (يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم) روز هرمز از ماه فروردين بوده يعني  وقتي که آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربيعي و طالع سرطان قرار مي گرفت.


سری به تارنگار و تارنمای زیر بزنید

http://sosiran.blogfa.com

جنبش ایران فردا


 نوشته شده در سه شنبه 1383/12/18 ساعت 11:39 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

معماري آتشكده جاويدان در مسجدسليمان الهام بخش معماران تخت جمشيد

آتشكده جاويدان (صفه سرمسجد) در مسجد سليمان، بنايي متعلق به قرن هفتم قبل از ميلاد است كه بنا بر نظر برخي كارشناسان، معماران براي ساخت تخت جمشيد از آن الهام گرفته اند.


نوع معماري اين بنا «اورارتويي» است كه مهم ترين مشخصه آن استفاده نكردن از ملاط و گذاشتن سنگ خشك روي سنگ خشك ديگر است.
بنا به نوشته هاي پروفسور گيرشمن، باستان شناس فرانسوي در كتاب «ايران از آغاز تا اسلام»، تخت جمشيد نيز با استفاده از همين الگو ساخته شده است، هرچند معماران آن تغييراتي هم در ساخت بنا داده اند.
«
قباد باقري» كه در سالهاي 1348 تا 1352 به عنوان مسئول حفاظت از آثار تاريخي خوزستان با گيرشمن همكاري مي كرده است ضمن اعلام مطلب فوق به ميراث خبر گفت: «باور گيرشمن اين بود كه آريايي ها هنگامي كه از سيبري مهاجرت كردند در اروميه توقف كوتاهي داشتند و در همين زمان با گونه اي از معماري اورارتويي آشنايي پيدا كردند. آنها سپس به مهاجرتشان در امتداد سلسله جبال زاگرس ادامه دادند و در ارتفاعات آن كه امروزه مسجدسليمان و ايذه و .... را در بر مي گيرد، ساكن شدند
مولف كتاب «بختياري در گذر زمان» در ادامه افزود: «آريايي ها در اين منطقه معماري خاص خود را به نام «بادبرده» به وجود آوردند. آتشكده جاويدان را در قرن هفتم قبل از ميلاد بنا كردند و پس از گذشت حدود 150 سال در 550 قبل از ميلاد تخت جمشيد يا پاسارگاد را با استفاده از همين معماري اورارتويي ساختند
از سوي ديگر «عليرضا ظاهري عبده وند» مسئول بخش پژوهشي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي مسجد سليمان اعتقاد دارد وجود اين آتشكده به دوره پيشداديان و هوشنگ پيشدادي بر مي گردد.« طبق آنچه در منابع مختلف تاريخي آمده است، هوشنگ نخستين پادشاه سلسله پيشدادي براي كشتن ماري، سنگي را به سوي او پرتاب كرد. سنگ به مار اصابت نكرد و به سنگ ديگري برخورد كرد و از جرقه حاصل از اين برخورد آتش به وجود آمد. در بعضي از روايتها از جمله كتاب «تذكره شوشتر» آمده كه مكان اين اتفاق در شهر مسجد سليمان بوده كه در آن زمان به نام «پارسومانش» خوانده مي شده است. مردم هم از آنجا كه آتش برايشان تقدس داشت و اين آتش بدون هيزم افروخته شد و باقي ماند، دورمحل برافروخته شدن آن ديواري كشيدند. از آنجا كه نفت و گاز در سطوح زيرين اين منطقه به وفور جريان داشت، باعث شعله ور ماندن آتش شد و از آن زمان ، اين محل به نام آتشكده جاويدان شناخته شد. آتشكده اي كه هيچ گاه آتش آن خاموش نمي شود.» باقري درباره صحت و سقم ماجراي الهام گرفتن معماري تخت جمشيد و فرضييه هوشنگ پيشدادي، مي گويد:« البته اين مسئله هنوز يك تئوري است ولي تا زماني كه فرضيه جديدي كه آن را با استنادات علمي باطل كند به وجود نيايد، مي توان بر آن تكيه كرد
وي كه هم اكنون درباره تاريخ و فرهنگ منطقه خوزستان پژوهش مي كند تاكيد كرد: «بنا به گفته گيرشمن اولين حكومت محلي پارس ها در مسجد سليمان به وجود آمده است. در آن زمان اين منطقه به نام «پارسومانش» يا «پارسومانژ» خوانده مي شده است.
اين پژوهشگر در ادامه به ذكر ويژگي هاي بناي آتشكده جاويدان پرداخت و گفت: (مساحت اين آتشكده حدودا 50 در 45 متر است و در وسط آن آتشگاهي وجود داشته كه الان از بين رفته است. يك طرف اين آتشكده به كوه هاي زاگرس تكيه دارد. در شمال غربي اين آتشكده نيز معبد آناهيتا واقع شده است.(
كمي پايين تر از آتشكده، معبد هركول قرار دارد. باقري علت وجود اين معابد را تصرف اين منطقه به دست اسكندر مقدوني و سلوكيان دانست و گفت:«اين دو معبد نشانه اي از زوال پادشاهي هخامنشي در دوره حمله اسكندر به ايران است. چون سلوكيان بر ايران مسلط شدند براي نيايش رب النوع هاي خود در اين مناطق، معابدي برپا كردند
ديواري، آتشكده جاويدان را از معبد آناهيتا جدا مي كند كه در حقيقت ميان پيروان دو ايدئولوژي مرزي مي كشيده است.
بنا به اظهارات باقري ، گيرشمن در حفاري خود در قسمت جنوبي آتشكده كه محل نذورات مردم بوده است، مهره هاي تاس مانندي يافت كه نقوشي بر روي آنها حكاكي شده بود. وي در كتاب هايش ذكر كرده است كه اين مهره ها غنائمي هستند كه ايرانيان پس از فتح بابل به دست كمبوجيه ، از آن جا به ايران آورده اند.
بنا به گفته «ظاهري عبده وند» آتشكده جاويدان كه دوره هاي مختلف تاريخي را از زمان عيلامي ها تاكنون پشت سر گذاشته است در زمان رضاشاه در سال 1306 به نام صفه «سر مسجد» تغيير نام داد.
باقري درباره تغيير نام اين آتشكده گفت: (از زمان ورود اعراب به ايران نام اين آتشكده تغيير كرد و به نام مسجد خوانده شد. ممكن است علت اين تغيير نام، هراس از تخريب و تبديل بنا باشد.(
پرويز ورجاوند پژوهشگر و صاحب نظر حوزه ميراث فرهنگي درباره تئوري الهام گرفته شدن معماري تخت جمشيد از معماري اين آتشكده و داستان هوشنگ پيشدادي، گفت: (البته من هم وجود شباهت هايي ميان اين دو بنا را تاييد مي كنم اما اين گونه فرضيه ها نياز به بررسي هاي دقيق و عميق تاريخي و آشنايي كامل با جغرافيايي شاهنامه دارد و به سادگي نميشود آنها را تاييد يا رد كرد.(
بناي آتشكده جاويدان در سال 1377 به همت كارشناسان ميراث فرهنگي مرمت شد اما پس از دوباره به حال خود رها شد. به گفته «محمد زراسوند عليپور» رئيس انجمن دوستداران ميراث ميراث فرهنگي مسجد سليمان، هم اكنون اين بنا كه معرف هويت ايراني ماست بر اثر زلزله و خسارت هاي ديگر به شكل مخروبه اي در آمده و بدون محافظت رها شده است. مسئله حفاظت و مرمت اين بنا در جلسه اعضاي اين انجمن با فرماندار شهر مسجد سليمان نيز در ميان نهاده شده است و به گزارش انجمن دوستداران ميراث فرهنگي مسجد سليمان، فرماندار اين شهر قول همكاري و مساعدت براي حفظ و احياي بناهاي تاريخي اين منطقه را داده است.


 نوشته شده در پنجشنبه 1383/12/13 ساعت 16:48 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

يافته های هشتمين دوره کاوش 'شهر سوخته'

 

هشتمين دور کاوش های باستان شناسان در شهر سوخته از دوازدهم آذرماه آغاز شده و تا 75 روز ادامه خواهد يافت.

"شهر سوخته" در ۵۶ کيلومتری زابل در استان سيستان و بلوچستان و در حاشيه جاده زابل - زاهدان واقع شده و پنج هزار سال قدمت دارد. اين شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از ميلاد پايه گذاری شده و مردم اين شهر در چهار دوره بين سال های 3200 تا 1800 قبل از ميلاد در آن سکونت داشته اند.

وسعت "شهر سوخته" و يافته های کاوشگران اين محوطه باستانی را از صورت يک محوطه عادی دوران مفرغ خارج کرده و به اين نتيجه رسانده که زندگی در"شهر سوخته" با دوران آغاز شهرنشينی در فلات مرکزی ايران و بين النهرين همزمان است.

سند يا کتيبه ای که نام واقعی و قديمی اين شهر را مشخص کند هنوز به دست نيامده و به دليل آتش سوزی در دو دوره زمانی بين سال های 3200 تا 2750 قبل از ميلاد "شهر سوخته" ناميده می شود.

هنوز قسمت صنعتی "شهر سوخته" کشف نشده و به گفته دکتر منصور سجادی سرپرست تيم کاوش در اين فصل در بخش مسکونی شمال شرقی شهر سوخته با هدف رسيدن به طبقات و لايه های قديمی تر شهر و در گورستان آن کند و کاو انجام خواهد شد. آنها اميدوارند که در اين فصل آثاری از دوران اول استقرار مردمان پنج هزار سال پيش شهر سوخته بيابند.

از نخستين اشاره ها تاکنون

کلنل بيت، يکی از ماموران نظامی بريتانيا از نخستين کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازديد از سيستان به اين محوطه اشاره کرده و نخستين کسی است که در خاطراتش اين محوطه را شهر سوخته ناميده و آثار باقيمانده از آتش سوزی را ديده است.

پس از او سر اورل اشتين با بازديد از اين محوطه در اوايل سده حاضر، اطلاعات مفيدی در خصوص اين محوطه بيان کرده است.

بعد از او شهر سوخته توسط باستان شناسان ايتاليايی به سرپرستی مارتيسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. و اکنون هشمتين فصل کاوش شهر سوخته به سرپرستی دکتر منصور سجادی ادامه دارد.

در اين دوره پژوهشگران ايتاليايی مطالعات ژئوفيزيکی "شهر سوخته" را انجام خواهند داد و ابتدا نقشه ژئوفيزيکی شهرسوخته را تهيه و سپس آن را پايه کارهای تحقيقی و پژوهشی اين منطقه خواهند کرد.

جغرافيا و محيط زيست شهر سوخته

بر مبنای يافته های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقايای آن نشان می دهد که اين شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخش های مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای يادمانی و گورستان است که به صورت تپه های متوالی و چسبيده به هم واقع شده اند.

هشتاد هکتار شهر سوخته بخش مسکونی بوده است.

تحقيقات نشان داده است اين محوطه بر خلاف اکنون که محيط زيست کاملا بيابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا ديده می شود، در پنج هزار سال قبل از ميلاد منطقه ای سبز و خرم با پوشش گياهی متنوع و بسيار مطلوب بوده و درختان بيد مجنون، افرا و سپيدار در آنجا فراوان وجود داشته است.

در آن دوران نيز اين منطقه بسيار گرم بوده، اما آب رودخانه هيرمند و شعباتش به خوبی زمين های کشاورزی شهر سوخته را سيراب می کرده است.

آقای سجادی بر مبنای شواهد باستان شناسی به خبرنگار ميراث فرهنگی گفته کشاورزی و دامداری در شهر سوخته بسيار پيشرفته بوده و ساکنان شهر سوخته در اين دو مورد کاملا خودکفا بوده اند.

او درباره از بين رفتن پوشش گياهی اين منطقه گفته است: "در جريان حفاری های فصلهای گذشته در شهر سوخته مشخص شد که با توجه به صنعتی بودن شهر سوخته و وجود کارگاه های صنعتی ساخت سفال و جواهرات در اين منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبيعت محوطه برای سوخت استفاده می کرده اند."

" بقايای سوختگی چوب ها در اين محوطه ها به دست آمده است و اين می تواند يکی از عوامل بسيار مهم و موثر در از بين رفتن پوشش گياهی در منطقه باشد."

درياچه هامون در ۳۲۰۰ قبل از ميلاد درياچه ای بزرگ و پرآب بوده و رودها و شاخه های قوی از آن منشعب می شده و در اطراف آن نيزارهای وسيعی وجود داشته است.

در بررسی های منطقه ای در اطراف شهر سوخته بستر رودخانه های مختلف و آبراه هايی پيدا شده که به مزارع کشاورزی شهر سوخته آب می رسانده اند.

در اولين فصل کاوش در شهر سوخته کوچه ها و خانه های منظم، لوله کشی آب و فاضلاب با لوله های سفالی پيدا شد که نشان دهنده وجود برنامه ريزی شهری در اين شهر است.

صنعت و مشاغل در شهر سوخته

شهر سوخته مرکز بسياری از فعاليت های صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه های جالب و بديعی از زيورآلات به دست آمد

شهر سوخته مرکز بسياری از فعاليت های صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه های جالب و بديعی از زيورآلات به دست آمد.

باستان شناسان با يافتن مهره ها و گردنبندهايی از لاجورد و طلا در يک گور در باره روشهای ساخت ورقه ها و مفتول های طلايی به تحقيق پرداختند و دريافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسيار ابتدايی ابتدا صفحه های طلايی بسياز نازک به قطر کمتر از يک ميليمتر تهيه کرده و بعد آنها را به شکل لوله های استوانه ای درمی آوردند و پس از اتصال دو سوی ورقه ها به يکديگر مهره های سنگ لاجورد را در ميان آن قرار می دادند.

به نظر آقای سجادی تکنيک های به کار رفته در شهر سوخته با کارهای مصريان باستان مشابهت دارد.

در شهرسوخته انواع سفالينه ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصير يافت شده که معرف وجود چندين نوع صنعت، به ويژه صنعت پيشرفته پارچه بافی در آنجاست.

تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه يکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهيگيری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم اين شهر با استفاده از نيزارهای باتلاق های اطراف هامون سبد و حصير می بافتند و از اين نی ها برای درست کردن سقف هم استفاده می کردند.

صيد ماهی و بافت تورهای ماهيگيری نيز از ديگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است.

سختکوشی مردم شهر سوخته

فرزاد فروزانفر سرپرست گروه انسان شناسی سازمان ميراث فرهنگی به خبرنگار ميراث از نتايج بررسی بيش از ۲۵۰ اسکلت به دست آمده از شهر سوخته گفته است.

نمونه های بسيار زيادی از وجود عوارض مهره های کمر، چسبندگی مهره های گردن و کمر در بقايای اسکلت های زنان و مردان شهر سوخته ديده شد که نشان دهنده اشتغال ساکنان اين شهر به مشاغل سخت است.

او سن بروز عوارض چسبندگی مهره ها را بعد از ۴۵ سالگی عنوان کرده و گفته است در بررسی ها پی برده اند سن ابتلا به چسبندگی مهره های کمر و گردن در ساکنان شهر سوخته ۲۰ تا ۳۰ سال است.

فروزانفر از تناسب بين زنان و مردان در ابتلا به اين عارضه نتيجه گرفته آنها به يک ميزان به کارهای سخت مشغول بوده اند.

به گفته او و برمبنای تحقيقات انسان شناسی انجام گرفته بر روی اجساد ايرانيان هزاره ششم قبل از ميلاد تا اوايل قرن ميلادی متوسط عمر مردان مردمان ايران باستان ۳۰ تا ۳۵ و متوسط عمرزنان آن ۲۰ تا ۲۵ سال بوده است.

اما استثناهايی هم وجود داشته، مسن ترين فردی که تاکنون بقايای اسکلتش در محوطه های باستانی ايران کشف شده، متعلق به زنی ۸۵ ساله از ساکنان شهر سوخته است.

قد بلندترين فرد ايران باستان هم مرد ۳۵ تا ۴۰ ساله ای از ساکنان شهر سوخته بوده با ۵/۱۹۲ قد.

بر مبنای تحقيق روی بقايای اسکلت ها مشخص شده که عمده ترين دلايل مرگ مردمان ايران باستان بيماری های عفونی از جمله سرطان پوست، سفليس و سل در رتبه اول، چسبندگی مهره ها و شکستگی استخوان در اثر کار و حوادث کاری در رتبه دوم، جنگ و حوادث طبيعی و غير طبيعی از عوامل سوم و عوارض و بيماری های ژنتيکی از جمله منگوليسم، عقب ماندگی، هيدروسفال و چسبندگی مادرزادی مهره ها بوده است.

موردی هم از يک نمونه جراحی مغز در پنج هزار سال قبل در شهر سوخته ديده شده است.

زنان شهر سوخته

تازه ترين يافته های باستان شناسان در گورهای شهر سوخته حاکی از اين است که زنان شهر سوخته لباس های زيبايی شبيه به ساری می پوشيدند و به آرايش و زيورآلات قيمتی اهميت می داده اند.

به گفته آقای سجادی در تمام گورهای متعلق به زنان در شهر سوخته سرمه دان، سرمه و شانه ديده می شود.

زنان شهر سوخته به دليل صنعت پارچه بافی بی نظيری که در آنجا وجود داشته در انتخاب رنگ و نقش لباس خود از تنوع زيادی برخورداربودند.

در يک پيکره يافت شده زن شهر سوخته لباسی شبيه ساری پوشيده و روی لباس او از روی سينه به پايين با پولک و سنگ های قيمتی تزيين شده است.

به گفته طاهره شهرکی کارشناس اداره ميراث فرهنگی زابل در طول هفت فصل کاوش در شهر سوخته مهرهای زيادی کشف شده و تحقيقات نشان می دهد که مردم اين شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از ميلاد برای نشان دادن از مالکيت از مهر استفاده می کرده اند.

او به خبرنگار ايرنا گفته است زنان شهر سوخته دارای مهر شخصی بوده اند و اين امر نشان دهنده آن است که قدرت مالکيت در اين شهر از آن زنان بوده است.

غذاهای مردمان شهرسوخته

باستان شناسان ايرانی و ايتاليايی در بررسی يافته های باستان شناسی و گياه باستان شناسی خود در شهر سوخته مواد غذايی و خوراکی، دستور پخت و ترکيب چندين نوع از غذاها و نوشيدنی های پنجهزار سال پيش اين شهر را شناسايی کرده اند.

ولی الله خليلی خبرنگار استانهای ميراث طی گزارشی مفصل اين غذاها و دستور پخت آنها را گردآورده است.

مردم شهر سوخته از گوشت گوسفند، ماهی، گاو، تخم اردک و غاز، کشمش، گيشنيز، عدس، جو، انواع ميوه ها، لبنيات، آرد کنجد، خيار، انگور، خربزه، هندوانه، پسته وحشی، زيره برای غذا و از آب انگور و ماءالشعير به عنوان نوشيدنی استفاده می کردند.

باستان شناسان توانسته اند بيش از ۲۵ نوع دانه خوراکی و گياهی مصرفی، انواع ميوه ها و سبزيجات را در شهر سوخته شناسايی کنند.

سازمان خواربار جهانی فائو اين دانه های گياهی را در اواخر اکتبر و اوايل نوامبر در مقر اصلی خود در رم به نمايش گذاشت.

آداب و نحوه دفن

اهالی شهر سوخته مردگان خود را به حالت چمباتمه در گور می گذاشته اند و در کنار او اشيايی قرار می دادند.

اما در اين دور از کاوش گور فردی که به احتمال بسيار زياد اعدام شده است، يافت شد. برمبنای شواهد فرد مذکور از دشمنان مردم شهر بوده و ساکنان شهر با فروکردن شیئی نوک تيز در سر او ( که نحوه اعدام را مشخص می کند)، او را کشته و سر و ته دفن کرده اند.

فرزاد فروزانفر معتقد است دليل دفن سر و ته جسد اين بوده که اهالی شهر سوخته به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند و با دفن سر و ته اين فرد خواسته اند تا او به شکل ناشايستی به دنيای بعدی برود.

در گورستان شهر سوخته سی تا چهل هزار گور وجود دارد که احتمالا اسرار زيادی را در خود حفظ کرده اند.

قديمی ترين تخت نرد جهان

به تازگی از گور باستانی موسوم به شماره ۷۶۱ قديمی ترين تخت نرد جهان به همراه ۶۰ مهره آن در شهر سوخته کشف شد، بسيار قديمی تر از تخت نردی که در گورستان سلطنتی اور در بين النهرين کشف شده بود.

آقای سجادی گفته که اين تخت نرد از چوب آبنوس و به شکل مستطيل است. چون آبنوس در سيستان و بلوچستان نمی روئيده و مشخص است که از هند وارد شده است.

روی اين تخت نرد، ماری که ۲۰ بار به دور خود حلقه زده و دمش را در دهان گرفته، نقش بسته است.

به نظر می رسد که چنين طرحی هم به موضوع های فرهنگی و فلسفی هند مربوط باشد، چرا که چنين علامتی در فرهنگ هند به معنی مرکز انرژی های حياتی در بدن انسان است.

اين تخت نرد ۲۰ خانه بازی و ۶۰ مهره دارد. مهره ها که در يک ظرف سفالی در کنار تخت نرد قرار داشتند از سنگ های رايج در شهر سوخته يعنی از لاجورد، عقيق و فيروزه است.

به نظر آقای سجادی اين تخت نرد ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال قديمی تر از تخت نرد بين النهرين است و به همين دليل او فکر می کند اين بازی از شهر سوخته به تمدن بين النهرين رفته است. گروه تحقيق و کاوش هنوز روش بازی با اين تخت نرد را نيافته است.

ترکيب تيم باستان شناسان

به گزارش خبرگزاری ميراث فرهنگی، گروه باستان شناسی شهر سوخته ۲۲ تا ۳۰ عضو دارد و بيشتر اين افراد باستان شناسانی با ميزان تحصيلات متفاوت هستند.

اعضای ثابت اين تيم متخصص را انسان شناس، طراح، نقشه بردار، نقشه کش و يک مرمت تشکيل می دهند. در اين فصل از کاوش يک زمين شناس، سنگ شناس، گياه شناس و جانور شناس برحسب نيازهای گروه به باستان شناسان خواهند پيوست.

با اين تيم هفت متخصص ايتاليايی در رشته های زمين شناسی، شيمی، ژئوفيزيک، گرده شناسی و گياه شناسی همکاری می کنند.

اين گروه تا اواسط بهمن ماه به کاوش های خود در شهر سوخته ادامه خواهند داد. طبق برآورد اوليه کارشناسان در صورت کار مستمر تخليه کامل اطلاعات شهر سوخته به حداقل بيست سال فرصت نياز دارد.

برخی از پژوهشگران معتقدند مردم سيستان شاخه ای از آريايی های هستند که هزاران سال قبل در اين منطقه سکنی گزيدند.

تاکنون در باره شهر سوخته ۳۳ کتاب و مقاله به زبان فارسی و ۱۷ مقاله به زبان انگليسی، فرانسه، روسی و ايتاليايی منتشر شده است.

برگرفته از : لادن پارسی ، خبرنگار  www.bbc.com

شهر سوخته


 نوشته شده در سه شنبه 1383/12/04 ساعت 13:6 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

"کرمانشاه"

در صورت کامل نبودن و از قلم افتادن شهرهای دیگر این استان مارا مورد بخشش و بزرگی خود قرار دهید.(کورش)

در داستانهای ايراني ، شهر کرمانشاه را از شهرهای دوران طهمورث ديوبند ( پادشاهی از سلسله افسانه ای پيشداديان) می دانند ، اما بنای اصلی شهر را به زمان بهرام چهارم ساسانی منسوب می کنند که در قرن چهارم بعد از ميلاد می زيست.

ناحيه کرمانشاه يکی از تفرجگاههای شاهان ساسانی خصوصاً خسرو پرويز بود که در آنجا کاخ زيبايی نيز ساخته است.

شهر کرمانشاه در'4 وْ 47 طول شرقی و '18 و ْ 34 عرض شمالی واقع شده است و مرکز استان ، کرمانشاهان است . اين شهر که ميان دو منطقه سردسير و گرمسير واقع شده آب و هوای معتدل دارد . ناحيه کرمانشاه دارای آب و هوای کوهستانی نسبتاً گرم است که بارندگی آن بيشتر در فصل زمستان است ، تابستانهای نسبتاً گرم دارد و ميانگين دمای آن در گرمترين ماه سال از 22 درجه سانتی گراد تجاوز می کند .

اين شهر با طولی بيش از 10 کيلومتر در دامنه کوه سفيد معروفترين کوه در حومه کرمانشاه قرار گرفته است.

اين شهر دارای مراکز صنعتی متعدد نظير پالايشگاه نفت ، کارخانه های سيمان ، نساجي ، آرد ، قند و غيره است و آثار تاريخی فراوانی در اطراف آن وجود دارد.

فرودگاه شهر در شمال شرقی قرار گرفته و فاصله هوايی آن تا تهران 413 کيلومتر است . شهر بزرگ کرمانشاه بيش از 10 هتل يک تا سه ستاره دارد . برخی از مهمترين مراکز ديدنی شهر عبارتند از :

طاق بستان - معبد آناهيتا - سراب نيلوفر - سراب روانسر - سراب صحنه - سراب ياوری - خضر زنده - بيستون - حسينيه (تکيه) معاون الملک - مسجد فيض آباد - غار پرو - غار کاوات - غار قوری قلعه - پارکها و گردشگاههای داخل شهر - آثار باستانی سر پل ذهاب - مسجد جامع - مسجد جليلی – مجسمه هرکول - کاخ ساسانی در قصر شيرين و...

قسمتی از نقش برجسته صحنه شکارگاه گراز در سمت چپ ديواره طاق بستان: اين حجاری شامل نقوش فيلها و حيوانات ديگر و قايقهائی که زنان آنها را با پارو می رانند ، است . اين آثار ارزنده از دوران ساسانيان در طاق بستان به يادگار مانده است.

طاق بستان: نقوش درون طاق بستان بزرگ ، شامل نقش خسرو پرويز سوار بر اسب و نيزه ای در دست و در بالای آن سه تصوير حجاری شده که نفر وسط پادشاه می باشد و شمشيری در دست دارد.

بقعه مالک: ابن بقعه در روی تپه ای در نزديکی مرکز شهر سنقر واقع شده و از شيوه ساخت بنا می توان گفت که در عهد تيموريان ساخته شده است.

صنايع دستی و سوغات کرمانشاه

گيوه ( کفش نخی)- لباسهای محلی- نان برنجی- نوعی شيرينی به نام کاک- روغن کرمانشاهي- قلمزنی روی مس- گليم و جاجيم بافی- قاليبافی- ظريفکاری با چوب- حجاری- چيغ بافي( نوعی حصير بافی)


 نوشته شده در جمعه 1383/11/30 ساعت 0:33 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

جغرافياي تاريخي گرمسار

شهرستان گرمسار در گذشته نه چندان دور به خوار معروف بوده و در كتب مختلف از اين شهر به نام خوار ياد شده است خوار نامي است قديمي و  . مربوط دوره قبل از اسلام و ايران باستان , در كتب قديمي و تاريخي اين نام با جزئي اختلاف با همين هيئت ذكر شده است
در اوستا از خوار و صفحات البرز بنام ورن ياد شده در كتيبه هاي آشوري اين ناحيه را خواراو در جاي ديگر آري خوانده اند در زمان اشكانيان گرمسار يكي از ايلات تابع آنها و خوآرن نام داشت و امروزه سمنانيها هنوز هم آنرا خواره مي گويند . سلوكيها در اين ناحيه شهري به اسم خاراكس بنا نهادند و از اين  . منطقه بنام خاربيس ياد كرده اند
اما اغلب فرهنگ لغات در ذكر معني كلمه خوار نام خوارزمي نيز يادآوري شده چنانچه نويسنده فرهنگ آنند راج مي نويسد : (( در فرهنگ لغات در ذكر  . معني قصبه اي از ري خار با الف آورده شده و چنانچه ساماني و غيره و تصريح نموده اند خوار بو او است و صاحب جهانگيري خطا كرده است
در كتب جغرافيايي بعد از اسلام وقتي از دهات ري كه پيش از پيدايش نام قريه تهران در حدود 261 هجري برپا و آبادان بوده اند اسم مي برند از گرمسار بنام خوار ري چنين ياد شده (( قريه خوار معروف كه امروز نيز از قراء نامدار تهران بشمار مي رود و از منسوبين به اين قريه در آن تاريخ ابوالحسن احمد
((خواري است متوفي سال 230 است  
در معجم البلدان نوشته شده : خوار شهري است تاريخي و بزرگ از نواحي ري كه گروهي از علماء به آن منسوب شده اند . ميان آن سمنان از راه  .خراسان در حدود 20 فرسنگ است 
بطوريكه از مطالب استنباط مي شود گرمسار (خوار) از نواحي آباد ايران در گذشته بوده و حتي در معجم البلدان بنام شهر بزرگ ناميده شده ولي علل مختلف از قبيل حمله اقوام مهاجم چون حمله مغول و بعدها تاخت و تاز و حمله و غارت ياغيان
عرب و همين طور نامساعد بودن آب و هوا و فقر  . اقتصادي سبب خرابي آن گرديده است
شهر گرمسار تا چندي پيش قشلاق ناميده مي شد و هنوز هم افراد مسن و پيران آنرا قشلاق تلفظ مي كنند در گذشته خوار شامل 4 بلوك بوده كه  :عبارتند از 
 بلوك قشلاق     بلوك ريكان      بلوك ياتري    بلوك آرادان
همچنين گرمسار تا مدتي بعلت بدي آب و هوا بصورت تبعيدگاه درآمد و بمرور گروهي از ساكنين نقاط مختلف ايران و ايلاتي كه دست به چپاول و غارت زده و به مردم ظلم و تعدي مي نمودند و ياغياني كه از اوامر دولت وقت سرپيچي مي كردند به اين ناحيه بد آب و هوا تبعيد نمودند . بعدها اين طوايف به  . زراعت و دامداري پرداخته و ساكن اين منطقه شده اند
در سال 1319 شسي نام گرمسار براي خوار انتخاب شد و به موجب قانون تقسيمات كشوري جديد مصوب آبان ماه 1316 شمسي گرمسار بخشي از شهرستان سمنان قرار داشت كه مشتمل بر چهار بلوك بود . تا اينكه به موجب تصويب نامه مهر ماه 1325 بخش گرمسار از سمنان جدا گرديد و بخشي از حومه تهران گرديد و در آبان ماه 1325 بخش گرمسار تابع شهرستان دماوند شد . و طبق مصوبه مورخ 1/11/1337 شمسي هيئت وزيران در اين سال به شهرستان تبديل گرديد , كه بخش ايوانكي با دهستانهاي مربوط فعلي از شهرستان تهران مجزا يكي از بخشهاي تابع شهرستان جديد  .التاسيس گرمسار گرديد 
شهرستان گرمسار در نيمه دوم سال 1355 از استان تهران منتزع و جزء استان سمنان گرديد و در سال 1374 شمسي بخش شمسي آرادان با مراكز جمعيتي دهستان آرادان و ياتري تاسيس شد و در حال حاضر گرمسار داراي 3 بخش : مركزي , ايوانكي و آرادان و يكي از چهار شهرستان تابعه استان  . سمنان مي باشد

 برگرفته از Garmsarnews.com


 نوشته شده در پنجشنبه 1383/11/22 ساعت 11:41 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

Cyrus Charter of Human Rights Cylinder
First Charter of Human Rights

The charter of Cyrus the Great, a baked-clay Aryan language (Old Persian) cuneiform cylinder, was discovered in 1878 in excavation of the site of Babylon. In it, Cyrus the Great described his human treatment of the inhabitants of Babylonia after its conquest by the Iranians.

The document has been hailed as the first charter of human rights, and in 1971 the United Nations was published translation of it in all the official U.N. languages. "May Ahura Mazda protect this land, this nation, from rancor, from foes, from falsehood, and from drought". Selected from the book "The Eternal Land".

I am Cyrus.
King of the world. When I entered Babylon... I did not allow anyone to terrorise the land... I kept in view the needs of Babylon and all its sanctuaries to promote their well-being... I put an end to their misfortune.

From The First Charter of the Rights of Nations

Cyrus, The Great, 539 B.C.
Founder of The First Persian Empire


Cyrus The Great

 Cyrus (580-529 BC) was the first Achaemenid Emperor. He founded Persia by uniting the two original Iranian Tribes- the Medes and the Persians. Although he was known to be a great conqueror, who at one point controlled one of the greatest Empires ever seen, he is best remembered for his unprecedented tolerance and magnanimous attitude towards those he defeated.

Upon his victory over the Medes, he founded a government for his new kingdom, incorporating both Median and Persian nobles as civilian officials. The conquest of Asia Minor completed, he led his armies to the eastern frontiers. Hyrcania and Parthia were already part of the Median Kingdom. Further east, he conquered Drangiana, Arachosia, Margiana and Bactria. After crossing the Oxus, he reached the Jaxartes, where he built fortified towns with the object of defending the farthest frontier of his kingdom against nomadic tribes of Central Asia.

The victories to the east led him again to the west and sounded the hour for attack on Babylon and Egypt. When he conquered Babylon, he did so to cheers from the Jewish Community, who welcomed him as a liberator- he allowed the Jews to return to the promised Land. He showed great forbearance and respect towards the religious beliefs and cultural traditions of other races. These qualities earned him the respect and homage of all the people over whom he ruled.

Copyright © 2005-2006 by Persian-ground.blogfa.com All rights reserved


 نوشته شده در یکشنبه 1383/11/11 ساعت 14:5 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

گشت و گذاری کوتاه در تخت جمشید

اين يک سکوت نيست ، ديوان شعری است که با سنگ سروده اند

مساحت کل تخت جمشید 14000 متر مربع بوده و در دامنه کوه رحمت مشرف است به جلگه مرودشت واقع شده و با ترا شیدن قسمتی از کوه بوجود آمده است.

ورودی تخت جمشید که نشان از یک قدرت موثر است دروازه ملل نامیده می شود ، پلکان ورودی بجای انکه از قطعه سنگهای جدا استفاده شود از تراشیده شدن یک تخته سنگ یکپارچه ساخته شده است.

در این قسمت نیز کتیبه ایی از خشایار شاه دیده می شود که نوشته شده (درگاه همه ملت هاست) یعنی همه مردم در آنجا به قلمرو روحانی نیروهای متعالی وارد می شدند ، بی شک شخصی که از این درگاه عبور می کرده وارد دنیایی دیگر می شده.

در عرض حیاط ورودی ، تالاری مغروف به 100 ستون قرار دارد و در آن قسمت آپادانا کاخ کوچکتر داریوش واقع شده است که به عنوان اقامتگاه موقت در برخی از جشن ها بکار می رفته است.

نازک کاری بنای تخت جمشید با وسواس و دقت زیاد ، درست درخور یک بنای شاهانه و مقدس انجام شده است.

گرچه مجسمه های تخت جمشید تا حدود زیادی از سرمشق های آشوری اقتباس شده اند ولی در آنها بر خلاف مجسمه های آشوری، رفتار خوشایند و عبرت آموزی دیده می شود.

مجسمه های تخت جمشید ، تجریدی ، گویا و حاکی از معانی فراسوی واقعیات است.

2 تصویر از تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید


 نوشته شده در جمعه 1383/11/09 ساعت 16:15 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

تهران – آرامگاه جاماسب حکيم در خفر جهرم يکی از بناهای تاريخی استان فارس است.

به گزارش واحد مرکزی خبر، اين آرامگاه روی تپه ای مشرف به روستاهای اين بخش در روستای گاره در 15 کيلومتری جنوب غربی مرکز خفر قرار دارد. از تاريخ بنای آرامگاه جاماسب اطلاع دقيقی در دست نيست و گفته می شود اين حکيم حاذق در زمان زرتشت پيامبر ايرانی زندگی می کرده و در حکمت و طبابت سرآمد روزگار خود بوده است.

وی کتابی داشته که وقايع سه هزار سال بعد از خود را پيشگويی کرده است. سنگ های به کار رفته در بنای اين آرامگاه از نوع سنگهای به کار رفته در آرامگاه کورش هخامشی است که به صورت مکعب و با طول اضلاع 5 و نيم متر و ارتفاع 8 متر به کار رفته است. اين بنا در تاريخ 775 هجری قمری به دستور غياث الدين ميرميران تعمير شده است. هم اکنون در حال تعمير و مرمت است.

 

 


 نوشته شده در جمعه 1383/11/09 ساعت 16:12 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

جسد زن هخامنشي ، باستان شناسان را به گورستان فرا خواند

با تحقيق باستان شناسان در خصوص جسد زن هخامنشي در منطقه دشتستان و شهر شبانکاره ، يک گورستان متعلق به 2500 سال پيش کشف شد.
به گزارش خبرنگار ما ، چندي پيش يکي از کشاورزان شبانکاره در جنوب کشور ، هنگام خاکبرداري از زمين زراعي خود متوجه وجود چند جسد شد که در کنار يکديگر به صورت رديفي قرار گرفته بودند. اين کشاورز که غلامحسين عباسي نام دارد ، با مشاهده اين اجساد موضوع را به پليس اطلاع داد و با عزيمت ماموران و مسوولان محلي ، تحقيق در اين زمينه آغاز شد.  پژمان ، خبرنگار افتخاري «سرزمین پارسیان» با ارائه گزارشي در اين باره گفت : وقتي اين اجساد از سوي کشاورز شبانکاره اي مشاهده شد ، فرزندان مرد کشاورز به ياري او شتافتند و جسد زن هخامنشي در حالي سالم از زير خاک بيرون آمد که 5 النگو در دست داشت.
 

نتيجه کارشناسي

با تحويل جسد زن هخامنشي به باستان شناسان ، دکتر يغمايي ، يکي از باستان شناسان بار ديگر در محل کشف جسد حضور پيدا کرد و گفت : با توجه به بررسي هاي تخصصي و کارشناسانه که بر روي جسد زن هخامنشي صورت گرفت ، معلوم شد وي 23 سال داشته و يکي از دندان هاي وي نيز کشيده شده است. دکتر يغمايي افزود: بر اساس تحقيقات باستان شناسان ، جسد زن هخامنشي در يک گورستان متعلق به دوران هخامنشيان کشف شده و يک شهر باستاني در اين محل وجود داشته است که مردم آن به کشاورزي و صنعت اشتغال داشته اند. باستان شناسان درتلاشند تا در زواياي تاريخ ، به جستجوي ناگفته هاي اين شهر بپردازند. چند سال پيش نيز چند جسد پس از وقوع بارندگي و سيل در منطقه شبانکاره پيدا شد. اين محل يکي از بزرگ ترين بخشهاي استان بوشهر است که از قدمت تاريخي برخوردار .است
 

انتقال اجساد

گزارش خبرنگار ما از منطقه حاکي است ، اجساد کشف شده از سوي کشاورز شبانکاره اي براي تحقيقات بيشتر در اختيار باستان شناسان قرار گرفته است و بزودي از سوي متخصصان معماي شهر باستاني دوران هخامنشيان روشن خواهد شد.   


 نوشته شده در یکشنبه 1383/10/27 ساعت 15:47 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

بم ، برگ ديگري از تاريخ خود را رو کرد

زلزله 6.8 ريشتري سال گذشته در بم و بروات اگر چه ويراني بزرگترين بناي خشتي جهان را به دنبال داشت ، اما با وجود کشف آثاري در طول نزديک به .يک سال در اين شهر که بر عمق غناي تاريخي آن افزود ، هنوز تاريخ اوليه اين شهر در ابهام قرار دارد


کشف اجساد نوزادان مدفون شده در ديوارهاي ارگ بم که بتدريج بر تعداد آنها افزوده شد و حالا محراب هاي باستاني دوره هخامنشي - پارتي که 4 جفت در دل سنگهاي نرم کنده شده اند ، جلوه اي ديگر به اين خاک باستاني داد. ويراني ارگ بم که باستان شناسان را مجبور کرد تا بررسي هاي خود را با نقشه برداري هاي هوايي و زميني همراه کنند ، باعث شد تا به قنات هايي هم برخورند که آثاري از دوران هخامنشي تا اسلامي را در خود جاي داده بودند. «در بررسي هاي باستاني در اين محوطه ، آثار و شواهدي از بقاياي مذهبي پيدا شد که 4 جفت محراب در دوران هخامنشي پارتي از اين جمله اند». اين جملات را شهريار عدل ، کارشناس پروژه ارگ بم به ميراث خبر مي گويد تا تاکيد کند که : بررسي هاي آينده ، دين مردم در 2 هزار سال پيش را مشخص خواهد کرد. عدل اين نکته را هم اضافه مي کند که : «اگر چه هنوز کاربري دقيق ، قدمت و نوع مذهب مردمي که اين محراب ها را کنده اند مشخص نيست ، اما بررسي هاي اوليه نشان مي دهد که شکل و ساختار محراب ها از کاربري مذهبي آنها خبر مي دهد». اين محراب ها آن گونه که اين باستان شناس مي گويد در دل سنگ نرم کنده شده اند و هر کدام از يک محراب بزرگتر با ابعاد يک متر و 20 سانتي متر در 80 سانتي متر و يک محراب کوچکتر با ابعاد نيم متر در 25 سانتي متر تشکيل شده اند. پيش از اين باستان شناسان در اين محوطه کشف شده ، آثار چند قلعه باستاني دوره هاي اسلامي ، هخامنشي و پارتي را کشف کرده بودند که کشف اين محراب ها ، باستان شناسان را با مساله جديدي روبه رو کرد. مساله شکل گيري .هسته اوليه و اصلي شهر بم سوال پيش روي باستان شناسان است که کشفيات بعدي پاسخ آن را روشن تر خواهد کرد

 عدل مي گويد: در حال حاضر اطلاعات دقيقي از شکل گيري هسته اوليه شهر بم در هزاره هاي پيش به طور دقيق در دست نيست و شناسايي ها و بررسي هاي آينده مي تواند روند تحول زندگي در شهر بم را از دوران هخامنشي تا دوران هاي مختلف به طور دقيق نشان دهد. بم اگرچه يکي از قديمي ترين شهرهاي تاريخي ايران به شمار مي آيد اما انجام نشدن فعاليت هاي پژوهشي ، به اعتقاد باستان شناسان ، نتوانسته است قدمت سکونت در اين شهر را مشخص کند ، بايد ديد خاک باستاني بم ، اين بار چه سندي را نشان خواهد داد تا ما يک گام به سمت شناخت تاريخ اين شهر نزديک تر شويم؟


 نوشته شده در پنجشنبه 1383/10/17 ساعت 21:52 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

ساکنان ارگ بم ازدوره ساسانيان کولرداشتند

بررسی ویژگی های مهندسی ساخت ارگ بم نشان داد که ساکنان ارگ در هزاره های قبل، بعد از شناسایی بهترین نقطه برای ساخت ارگ، از مهندسی باد .و تلفیق آن با مهندسی معماری و مهندسی آب برای ایجاد سیستم های تهویه، تنظیم رطوبت و جریان دایمی هوا استفاده می کردند

به گزارش «میراث خبر»، ارگ تاریخی و باستانی بم یکی از بزرگ ترین سازه های خشتی جهان است که به اعتقاد کارشناسان تاریخ ساخت آن به دوران .ساسانی باز می گردد

عبدالعظیم شاه کرمی کارشناس سازه و ژئوتکنیک و مدیر بررسی مهندسی ارگ بم در مورد یافته های خود در این سازه، گفت: پس از بررسی های مهندسی در ارگ بم و منطقه بم متوجه شدیم که مهندسان و معماران ارگ با توجه به وضعیت جوی منطقه، گرمای بسیار زیاد و رطوبت کم نقطه ای را برای ساخت ارگ انتخاب کرده اند که بیشترین باد را در منطقه داشته باشند تا به این وسیله بتوانند از باد در سیستم های مختلف تهویه و رطوبت و تغییر درجه .حرارت استفاده کنند
وی با اشاره به اینکه در ساخت بناها و سازه های ارگ نیز مهندسان با تکنیک، فن مهندسی خود را با اقلیم منطقه سازگار کرده اند، گفت: بررسی های انجام شده نشان می دهد که باد از قسمت غربی ارگ بم وارد می شده و بعد از عبور از فضاهای هندسی و دالان های ارگ به سمت حاکم نشین حرکت .می کرده است
پروژه نجات بخشی ارگ بم بعد از وقوع زلزله و تخریب این سازه عظیم، با حضور کارشناسان مختلف داخلی و خارجی آغاز شده است. کارشناسان در این .پروژه به دنبال پیدا کردن بهترین راهکارها برای شناسایی، حفظ و احیای مجدد مجموعه خشتی ارگ بم هستند
شاه کرمی همچنین با اشاره به اینکه با توجه به گرم بودن هوای منطقه و وجود باد گرم و حرارت مهندسان اقدام به ایجاد سیستم خنک کننده شبیه به کولر کرده اند، گفت: مهندسان ارگ برای پایین آوردن حرارت هوا در منطقه از سیستم تامین آب ارگ برای خنک کردن استفاده می کرده اند به این شکل که جریان .باد از میان سیستم آب عبور کرده و درجه حرارت هوای ارگ پایین می آمده است
بخش عمده ای از مجموعه خشتی ارگ بم که شهری کامل با قسمت هایی از جمله بازار، محله ها، حاکم نشین و برج و بارو را شامل می شود. بر اثر زلزله .دی ماه سال گذشته که در شهر بم به وقوع پیوست، تخریب شد


 نوشته شده در پنجشنبه 1383/10/17 ساعت 21:44 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

تصاویری از ارگ بم

ارگ بم

ارگ بم


 نوشته شده در چهارشنبه 1383/10/16 ساعت 23:7 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

class=lid2 align=right>face=Tahoma>در شمال شرقي شهر بم , بربالا و دامنه صخره اي عظيم قلعه اي مستحکم را پي افکنده اند که اهالي محل آن را " ارگ " نامند که در واقع اين بناي سترگ , شهرقديـم بم است , ارگ بــم و شهـــر آن از جمله قلعه هاي نظامي بسيار مهم و تاريخي به شمار مي رود . ارگ بم نمونه کاملي از شيوه هاي معماري  ...ايران است و نمونه هايي از قرنها معماري در آن به چشم مي خورد . ارگ بم که بزرگترين مجموعه خشتي جهان است

... ارگ بم نمونه کاملي از شيوه هاي معماري ايران است و نمونه هايي از قرنها معماري در آن به چشم مي خورد . ارگ بم که بزرگترين مجموعه خشتي جهان است , به شکل قلعه هاي پرشکوه برفراز تبه اي به ارتفاع 61 متر چونان تاجي مرصع برسربناهاي تاريخي ايران , درخششي جاودانه دارد . پيرامون ارگ بم , حکايتهاي تاريخي که گاه به جرگه افسانه مي گرايد , فراوان است ولي سعي براين است که مستندترين موضوعات باستان شناسي با مدد از تاريخ و معماري در معرفي هرچه بهتر اين بناي بزرگ دخالت داشته است . سابقه تاريخي ارگ بم به موجب نوشته هاي تاريخي , از جمله حدودالعالم و تاريخ وزيري به دو هزار سال پيش مي رسد . شواهد زيادي از جمله وضعيت پلان مرکـــزي وتعدادي خشت موجود در خانه حاکم و خانه رئيــس سرباز خانه ادعاي فوق را به اثبات مي رساند . در کل , از مجموع نوشته هاي دوران اسلامي و بررسي هاي مقدماتي معماري و باستان شناسي مي توان نتيجه گرفت که ارگ قبل از حکومت ساساني و احتمالا" در دوره اشکاني ايجاد شده و چند حصار و دروازه در اطراف آن وجود داشته است احتمال مي رود ساکنين قلعه بم معاش خود را از راه کشاورزي و پارچه بافي مي گذرانيده اند پژوهش در امر نحوه زندگي و تاريخ ارگ احتياج به يک سري کاوشهاي منظم باستان شناسي دارد ولي آنچه مسلم است سابقه تاريخي ارگ به قبل از اسلام مي رسد و در طول تاريخ ارگ , بارها مورد يورش قرار گرفته و بازسازي شده است . ارگ بم بااين سابقه طولاني تاحدود 180 سال پيش از اين , محل سکونت عده اي از اهالي بم بوده و بعد از ترک و نقل مکان مردم , به دست فراموشي سپرده شده است . دراين مدت که بيش از 150 سال به طول انجاميده خرابي هاي جبران ناپذيري توسط عوامل انساني و عوامل طبيعي بر پيکره ساختمانها وارد آمده است . مجموعه ارگ بم , شامل شهر قديم و قلعه , قريب به 20 هکتار (طول ضلع غربي ارگ 520 و عرض آن 430 متر مي باشد ) وسعت دارد و مسافت ارگ و قلعه , قريب 6 هکتار است . سه سمت قلعه را باغ و خانه هاي مسکوني و زمينهاي کشاورزي محصور نموده و ضلع شمالي در امتداد رودخانه پشت رود قرار گرفته است. اين شهر قديمي از چهار قسمت تشکيل شده و به طـــور کلي شامل خندق گرداگرد حصـار , برجهاي ديده باني , مدخل قديمي , کوچه ها و خانه ها مي باشد. از سمت شمال شرقي يک حصار و از طرف جنوب چهارحصار قلعه را در بر مي گيرد . ( دورتادور قلعه خندقي ژرف وجود دارد که آن را از يورشها مصون مي داشته است . ) در مجموع 38 برج ديده باني در فواصل معين روي باروها قرار گرفته و آخرين بارو را خندقي عميق از اطراف جدا مي نموده است بدون شک ايجاد قلعه ارگ بم بر بلنداي تپه اي سنگي بايد داراي موقعيت سوق الجيشي مهمي باشد . درميان اين شهر عمارت يا قلعه حاکم نشين برروي صخره اي طبيعي بنا شده است عمارت داراي پنج طبقه است که از خشت خام ساخته شده است . واحدهاي شناخته شده گوناگون اين بنا به ترتيب عبارتند از : ورودي و محله عام نشين , دروازه دوم و اصطبل , دوازه سوم , سربازخانه و تشکيلات مربوط به آن , ساختمان مرکزي يا حاکم نشين . واحدهاي شناخته شده در عامه نشين عبارتند از : راهرو اصلي ( بازار ) , مسجد جامع , نمازخانه , حسينيه , کاروانسرا , آب انبار , ميدان مدرسه , سابات جهودها , حمام و زورخانه ( مقبره ؟) و تعدادي خانه هاي قديمي . در محله عام نشين , خانه هاي عمومي کنار کوه روي زمين مسطح بناگرديده و از نظر شهرسازي و تشکيلات زندگي شهري مجموعه کاملي است که تاحدودي نيازهاي وابسته به اجتماع زنان خود را رفع مي نموده است . برخي از خانه هاي عام نشين از اهميت خاصي برخوردارند , زيرا اين خانه ها شامل بيروني و اندروني , بادگير , ايوان , اتاقهاي زمستاني و تابستاني و محلي جهت نگهداري اسب و احشام بوده و داخل حياط هر خانه چاه آبي در نظر گرفته شده است . تقريبا" بيشتر خانه هاي عمومي متصل به هم ساخته شده غالب آنها به يکديگر راه دارند در بعضي خانه ها حمام اختصاصي به چشم مي خورد و در کنار تعدادي از آنها اصطبل را جدا از محل زندگي ساخته اند . تعدادي از خانه هاي ارگ بدون در نظر گرفتن مقاومت و باربري ستونها دو طبقه ساخته شده اند که اين امر نشانگر روند ازدياد جمعيت در يکي از دوره هاي گذشته است در ميان خانه هاي عمومي تضادهايي از نظر وسعت حجم واستقامت مشاهده مي شود . بعد از ورودي يک راه اصلي تا دروازه دوم کشيده شده , قسمتي از اين شاهراه بازار شهر است که متاسفانه سققهاي بازار منهدم شده و درحال حاضر ستونها و قوسها باقي مانده است آثار مغازه هاي نانوايي , روغنگيري و قفسه هاي خشتي در بازار نشاني از رونق گذشته آن مي باشد به موازات شاهراه , دو راه ديگر به دروازه دوم مي رسد. در دوره اسلامي , درارگ دو مسجد با نامهاي مسجد جامع و مسجد حضرت محمد و حسينيه شامل يک صحن , يک ايوان دو طبقه قرينه هم و چند اتاق ساخته شده است . سه منبر خشتي در حسينيه وجود دارد . زورخانه ارگ به شيوه ساير ورزشگاههاي سنتي از چهار ايوان , يک گنبد و گود تشکيل شده است . در ارگ يک کوچه سرپوشيده وجود دارد که به سابات جهودها شهرت دارد . در محله عامه يک حمام عمومي بوده که براثر بي خبري مردم به منظور استفاده از آجرهاي حمام آن را به کلي منهدم کرده اند . دومين واحد ارگ بعد از دروازه دوم , اصطبل و يک حصار و اطاقهايي براي نگهبانان است . از دروازه دوم تشکيلات مربوط به حاکم نشين واقع شده که اين قسمت از ارگ در شيب و بالاي کوه قرار گرفته است که اصطبل , اولين واحد اين بخش است و در محوطه آن آب انبار و در گوشه جنوب شرقي چاه آب تعبيه شده است . باتوجه به نوشته ها و کتب تاريخي زمان قاجاريه از جمله تاريخ وزيري , دستگيري لطفعلي خان زند و محاربه او با سربازان محمدعلي خان زابلي حاکم قلعه , در اصطبل اتفاق افتاده است . پس از اصطبل دروازه سوم , سرباز خانه و خانه رئيس قشون مستقر در ارگ مي باشد . در برج جنوب غربي سنگ آسيا بادي ديده مي شود. آسياي ارگ تنها آسيابادي است که در منطقه بم ديده مي شود . اين آسيا در دوره قاجاريه ساخته شده است. چاهي عميق در سربازخانه ديده مي شود که اکنون فاقد آب است . از سربازخانه يک راه به طرف منطقه مرکزي قلعه کشيده شده است. اين راه به حياط حاکم نشين مي پيوندد. هسته مرکزي يا حاکم نشين ارگ از دو ساختمان به نام چهار فصل و خانه حاکم تشکيل شده است. برج ديده باني مرکزي, حمام , حوض و چاه آب دراين قسمت وجود دارد . آثار مسير آبي از طرف غرب به سمت شمال و شرق و داخل حصار جنوبي وجود دارد که احتمالا" بخشي از قنات نهرشهر به طور مداوم از ارگ مي گذشته است . عمارت چهارفصل سه طبقه و قصر حکومت بوده و کليه اوامر و احکام مربوط به شهر و توابع آن دراين محل از طرف حاکم صادر مي شده است . در کنار عمارت چهارفصل يک حمام اختصاصي و يک چاه آب ديده مي شود . آب آشاميدني ساکنان ارگ از چاههايي در حياط خانه ها تامين مي شده است . مصالح عمده بناهاي ارگ , خشت خام , ملات , گل رس و کاه و گاه به ندرت در بناي آن سنگ لاشه , آجر و تنه درخت خرما به کار رفته است . ارگ بم تنها يک ورودي داردکه طاق ورودي آن قابل مقايسه با قوسهاي دوره ساساني است و دو برج طرفين و هشتي احتمالا" در دوره صفويه به ورودي الحاق شده است. آثار دروازه ديگري در ضلع شمالي ارگ در محلي موسوم به " کت کدم " به چشم مي خورد که به ظاهر استفاده چنداني از آن نشده و ياکمي بعد از ايجاد حصار مسدود شده است. ارگ بم داراي يک راه اصلي از جنوب به طرف حاکم نشين و دو گذر به موازات آن و چند راسته شرقي و غربي است 60 متر از راه اصلي بازار سرپوشيده بوده و آثار سنگفرش در قسمتهايي از راسته ها به چشم مي خورد. از ويژگيهاي ارگ بم چهار حصاري است که از سمت جنوب , حاکم نشين را برمي گيرد و اولين حصار مطمئن ترين نقطه اتکايي است که مردم را از هجوم مصون مي داشته است , زيرا ارتفاع حصار تا 18 متر مي رسد و در فاصله 30 تا 40 متر برجهايي در نظر گرفته شده و پهناي حصار در مردگرد متجاوز از 6 متر است , برجهاي ديده باني درحصار علاوه بر تقويت و استحکام حصار و تسهيل امر ديده باني , محل استــراحت مامورين و نگهبانان بوده و کنگره ها و ترکشها و برجها در ديده باني و حراست قلعه نقش ارزنده اي داشته اند . حصار بروني ارگ را خندقي احاطه کرده است . ارگ بم به واسطه اينکه در مسير جاده شرق به غرب قرار گرفته هميشه در طول تاريخ مورد توجه بوده و ازاهميت خاصي برخوردار است . آخرين حادثه تاريخي که در اذهان مردم از ارگ به يادگار مانده است. دستگيري لطفعليخان زند بوسيله محمدلي خان زابلي حاکم قلعه بم است. ارگ بم تا سال 1254 هـجري قمري و غائله آقاخان محلاتي مسکوني بوده و تا هشتادسال قبل , از حاکم نشين به عنوان ژندارمري و مرکز قشون نظامي استفاده شده است و به عبارتي زندگي در ارگ از تاريخ ايجاد قلعه تا اواسط دوره قاجار به طور مدوام جريان داشته است. مرمت ارگ بم بيشتر جنبه حفاظتي و نگهداري دارد وسعي برآن است تافرم و شکل و نماي مجموعه هاي ارگ همچنان حفظ و تغييرات کلي در آنها به وجود نيايد , تنها چنداثر مهم به عنوان نمونه سازي مانند مسجد , مجموعه ميرزانعيم , خانه مشهور به خانه احمدي يا زابلي و خانه حاکم و چنداثر ديگر تعمير و احياشده اند . حاکم نشين قلعه درحدود سالهاي 1337 هجري شمسي به بعد توسط اداره باستان شناسي و آموزش و پرورش بم تعمير گرديده است تعميرات اساسي ارگ از سال 1352 هجري شمسي شروع شد و هر سال به طور متوسط شش ماه در ارگ کار شده است . تعميرات انجام شده عبارتست از تعمير و مرمت باروها , مشخص کردن آبروها , زيربندي و مرمت بخشي از ستونها , اندود پشت بام , اصطبل , سربازخانه , خانه حاکم و غيره . اين مجموعه عظيم خشتي امروز بر اساس زلزله 3/6 ريشتري تقريبا بطور كامل ويران شد.


 نوشته شده در چهارشنبه 1383/10/16 ساعت 20:23 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

 


 نوشته شده در شنبه 1383/10/05 ساعت 16:19 توسط کورش
      | موضوع: ( ) | لینک ثابت

مطالب پیشین . . .
بایگانی

آرشیو ماهانه:

لوگوی ما

طراح قالب
طراح قالب:
Peyman Naeimi

Powered By:

» Template Designed by Peyman Naeimi • Copyright© 2009 www.TechBox.iR • Author: Pme.BadboY@Y! • Powered By: BLOGFA.COM «